جای خالی سلوچ

جای خالی سلوچ

🔖 روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می‌شود، بهار می‌آید.
از یک جایی به بعد، آدم آرام می‌گیرد، بزرگ می‌شود، بالغ می‌شود‌ و پای تمام اشتباهاتش می‌ایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی‌اندازد، دنبال مقصر نمی‌گردد، قبول می‌کند گذشته‌اش را، انکار نمی‌کند آن را، نادیده‌اش نمی‌گیرد، حذفش نمی‌کند، اجازه می‌دهد هر چه هست، هر چه بوده در همان گذشته بماند.
حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر. یاد می‌گیرد زندگی یک موهبت است، غنیمت است، نعمت است، قدرش را بداند و آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار نکند.
همه‌ی این‌ها را که فهمید یک «آرامشی» می‌آید می‌نشیند توی دلش، توی روح و روانش. اینجای زندگی همان جایی است که اصلاً از یک جایی به بعد حال آدم خوب می‌شود.
🖋: محمود دولت آبادی
📖: کتاب جای خالی سلوچ