بایگانی برچسب: s

کیمیای کار

کار کردن همگام شدن است با زمین و آسمان
و بیکار ماندن بیگانه گشتن است با بهار و تابستان و خزان و زمستان
و بازماندن است از قافلۀ حیات، که با غروری شکوهمند
و تسلیمی سربلند به سوی ابدیت پیش می رود.

وقتی کار می کنی وجودت به نی لبکی ماننده است که
از مجرای آن نجوای زندگی به آهنگ بدل می گردد.
آیا دوست می داری وقتی همه آواز می خوانند
تو نی لبکی گنگ و خاموش باشی؟ ادامه خواندن کیمیای کار

شکوه عشق

چقدر شکوهمند است که آدمی معشوق باشد، و بر کرسی ناز بنشیند
و چقدر با شکوه تر است که آدمی عاشق باشد، و در محراب نیاز زانو بزند
عشق آدمی را قهرمان می کند
و عاشق از هیچ چیزی مرکب نیست مگر آنچه پاک و پالوده است
و بر هیچ چیزی قرار ندارد مگر آنکه بلند و عظیم است ادامه خواندن شکوه عشق

اعتقادات زیبای سرخپوستان

۱. ما جزئى از طبیعت هستیم نه رئیس آن

۲. ما هیچگاه گیاهى را با ریشه از خاک
نمى کنیم

۳. ما موقع ساختن خانه، خاک را زیاد جابه جا نمى کنیم

۴. ما در فصل بهار ، آرام روى زمین قدم
بر مى داریم چون مادر طبیعت باردار است

۵. ما هرگز به درختان آسیب نمى رسانیم، ما فقط درختان پیر و خشک را قطع مى کنیم و قبل از قطع کردن براى آرامش روحش دعا مى کنیم ادامه خواندن اعتقادات زیبای سرخپوستان

یک پرند‌ه‌ ی‌‌ بی‌ معرفت هست که می‌دانم روزی‌ به آسمان خواهد رفت و بر نمی‌گردد!

پرندگان پشت بام را دوست دارم…
دانه‌هایی‌ را
که هر روز برایشان می‌ریزم،
در میان آن‌ها
یک پرند‌ه‌ ی‌‌ بی‌ معرفت هست
که می‌دانم روزی‌ به آسمان خواهد رفت
و بر نمی‌گردد.
من او را بیشتر دوست دارم…

آموزش عکاسی

اگر برای اولین بار یک دوربین عکاسی خریده‌اید یا قصد دارید عکاسی موبایل را به تازگی شروع کنید، احتمالا با این سوال روبرو هستید که باید از کجا آغاز کرد. گاهی اوقات سخت‌ترین بخش شروع کردن یک فعالیت جدید ورود به آن است. ولی نگران نباشید؛ ما در این مقاله‌ی آموزش عکاسی قصد داریم به شما بگوییم عکاسی را از کجا باید شروع کنید. با تله چن همراه باشید. ادامه خواندن آموزش عکاسی

رقصی به سوی خداوند

جهان آکنده از زیبایی است
از زمین زیر پای تا آسمان بالای سر
و از ابر و موج تا کاغذ ابر و باد
و از بیرنگی عشق
تا نقوش رنگارنگ شمشیرهای دمشق
از تقارن مهیب شیر
تا لطافت نگاه آهو
از افسون نظم تا نظام بی نظمی
از ریاضیات که نشانه ی زلف پریشان عالم است ادامه خواندن رقصی به سوی خداوند

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ

ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ
ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ !
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ
ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ !!! ادامه خواندن ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ

من با خیالت ضیافت گرفته ام!

خودت که نیستی، من با خیالت ضیافت گرفته ام ..
کدام خیال ؟!! کدام ضیافت ؟!!
همان خیالی که تو هیچ وقت در آن نبودی…
همان خیالی که من همیشه باید در نبودنت در ذهنم می بافتم..
همان خیالی که من همیشه باید مثل یک برده در پشت سرت راه می افتادم .. ادامه خواندن من با خیالت ضیافت گرفته ام!

گفت و گو با نوزاد

گفت و گو با نوزادای نازنین کودک دلبند
بازگو که از کجا آمده ای؟

من از پهنه بیکران «هرجا»
به این «جا» آمده ام

این چشم ها را به رنگ آبی
از کجا به دست آوردی؟

در راه که می آمدم
آنها را از آسمان وام گرفتم

و فروغ چشمانت را
این برق و چرخش از کجاست؟

این برق نیزه ستارگان است
که در دیدگانم مانده است

آن دانه های کوچک اشک را
از کدام جعبه جواهر ربوده ای؟ ادامه خواندن گفت و گو با نوزاد

گیتی تماشاخانه است

فراخنای جهان به مثابه تماشاخانه ای است
و این همه مرد و زن که در آن زندگی می کنند بازیگرانی بیش نیستند.
هر یک به نوبه خویش از دری به صحنه نمایش وارد می شوند
و از درِ دیگر بیرون می روند.
هر یک از بازیگران چندین قسمت گوناگون را متعهدند ادامه خواندن گیتی تماشاخانه است

نگاه فروید در عشق

نگاه فروید در عشق به سوی عشق شهوانی و کشش طبیعی حیوانی است که به نظر او وقتی در این مرتبه با موانعی روبرو می شود به صورت های متعالی تر چون هنر و عشق عرفانی و الهی ظاهر می شود ادامه خواندن نگاه فروید در عشق

کاسۀ واژگون

کاسۀ واژگونآن کاسۀ واژگون که خوانیمش آسمان

و به مرگ و زندگی خانه گرفته ایم در زیر آن
دستها را به سوی آن به نیاز بر مکن
کاو نیز چون من وتو بَود سخت ناتوان
ادوارد فیتز جرالد

 

 

Inverted Bowel
And that inverted Bowl we call The Sky,
Whereunder crawling coop’t we live and die,
Lift not thy hands to it for help — for It
Rolls impotently on as Thou or I
Edward Fitzgerald

 

ادامه خواندن کاسۀ واژگون

دعایی زیبا از بابا طاهر

خدایا دانشی ده؛ غم نگیرم،
بده آرامشی؛ ماتم نگیرم،
خدایا از شهامت بی نصیبم،
شهامت ده که آرامش بگیرم،
خدایا؛ این تفاوت بر من آموز،
که در گمراهی مطلق نمیرم، ادامه خواندن دعایی زیبا از بابا طاهر

دنیا جای بهتری بود اگر صبح با صدای پیانوی همسایه ی کناری بیدار میشدی

تله چن به نقل از عصر سکوت:

دنیا جای بهتری بود اگر صبح با صدای پیانوی همسایه ی کناری بیدار میشدی. جای بهتری بود اگر شیرقهوه ی داغت را که هم میزدی از پنجره ی اتاقت به بلندای برج ایفل نگاه میکردی و به زنان و مردانی که انگار تنها رسالتشان در این زندگی شادیست لبخند می زدی.. دنیا جای بهتری بود اگر دوچرخه ی گلبهی رنگت را بر میداشتی و راه می افتادی در سنگ فرشهای خاکستری رنگ پاریس و با وزش باد در بین موهایت یک شادی عجیب را تجربه می کردی. ادامه خواندن دنیا جای بهتری بود اگر صبح با صدای پیانوی همسایه ی کناری بیدار میشدی

گرگ‌ نما!

شب‌هایی که ماه کامل در آسمان می‌درخشد زیبا‌ترین شب‌ها برای گردش در طبیعت به شمار می‌روند. نور رقیق مهتاب از ابتدای شب تا دمدمه‌های بامداد،‌ دشت و کوه را روشن می‌کند و منظره‌ای متفاوت با طبیعت آشنای اطرافمان را پیش چشمانمان می‌گشاید. اما این شب‌های مهتاب فقط شب‌های شعر و ترانه نیست؛ ادامه خواندن گرگ‌ نما!

ای شاعر آسمانی

“ای حافظ”
ای شاعر آسمانی
ای که روزگاری در کنار آب رکن آباد
نهری که در زیر آسمان پارس زمزمه کنان می گذشت، می زیستی ادامه خواندن ای شاعر آسمانی

غروب ایفل

یک غروب دل‌انگیز در آسمان شهر پاریس در فرانسه. لوسی، عکاس این تصویر، برای گرفتن عکسی به این زیبایی ساعت‌ها بالای برج «مونتاپارناس» پاریس منتظر مانده و در آخر هم بهترین غروب ممکن را عکاسی کرده است.

غروب ایفل

واحد مطالعات و پژوهش های فرهنگی و هنری تله چن