بایگانی برچسب: s

آتش و یخ

عالمی گفتا که در پایان کار
آتش است این دار خاکی را قرار
گفت آن دیگر که اندر زمهریر
افکند این ملک را چرخ منیر
من از آن آتش که اندر سینه هاست
بینم آن قول نخستین نیک راست
لیک اگر تقدیر بر تکرار بود
بار دیگر مرگی اندر کار بود
من گمان دارم که در دلهای ما
سردی از بی مهری و جور و جفا
آن قدر باشد که قول دومین
نیز صدق آید تو را ای نیک بین.

رابرت فراست ادامه خواندن آتش و یخ