بایگانی برچسب: s

بی جهت وارد حباب درون دیگران نشویم!

تله چن به نقل از احمد سالمی:

همه ی ادمها یک حباب درون دارند.
حبابی که شخصیت شان ، آبرویشان و از همه مهمتر عواطفشان در آن گنجانده شده است. بعضی ها از روی سرگرمی میخواهند وارد حباب درون دیگران شوند بی آن که بپرسند من کجای زندگی او هستم ؟ و از او چه میخواهم؟ میروند و وارد حبابِ درونشان میشوند و زیر و بم زندگی اش را جستجو میکنند تا جایی که دیگر از او خسته میشوند و دست آخر با یک سوزن حبابش را می ترکانند! از آنجا به بعد است که دیگر هیچ چیز برایش تازگی ندارد ؛ شاید حبابِ جدیدی بسازد و به خیال خود از نو شروع کند اما دیگر لذتی در کار نیست ، تمامش میشود مثل یک فیلمنامه فیلم سینمایی که همه چیزش از قبل مشخص است.
عشق هم همین است ، بی جهت وارد حباب درون دیگران نشویم!

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ!

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ: ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻣﻬﺮﯾﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺍﺗﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺁﺷﭙﺰﺧﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ…
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ: ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﯿﺎﻻﺕ ﻭ ﺗﻮﻫﻤﺎﺕ ﻣﺠﺮﺩﯼ ﻧﯿﺴﺖ!
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ: ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻭ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ‌ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ…
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ: ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺳﻄﺤﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ!
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ: ﻋﻼﻗﻪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻪ ﻧﯿﺴﺖ…
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ: ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺸﺘﺮﮎ نیست
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ: ﺑﺎ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺭﻓﺘﻦ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻔﻦ ﺳﻔﯿﺪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﻧﯿﺴﺖ… ادامه خواندن ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ!

برشی از کتاب عشق و چیزهای دیگر اثر مصطفی مستور

حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، باید بگویم وضعیت من و کریم جوجو در پاییز ۱۳۸۷ کم و بیش شبیه دو مهره‌ی سربازی بود که بر صفحه‌ی شطرنجی گیر افتاده باشند اما نتوانند خودشان را نجات بدهند.

عشق و چیزهای دیگر – مصطفی مستور

پوست انداختن

گزیده ای از کتاب “پوست انداختن” اثر کارلوس فوئنتس

چیزی که به فکر تو دراگونس رسید این بود که پرستاران آن آسایشگاه شبیه کشیش‌ ها بودند. کشیش‌ ها همیشه هوای دیوانه‌ ها را داشته‌اند، روایت‌هایی از زندگی و دنیا تعریف کرده‌اند که برای آن دیوانه‌ها فهمیدنی بوده؛ نفرت آن‌ها را تبدیل به عشق کرده‌اند، براشان آرامشی دست و پا کرده‌اند، شور و شعف و صفایی که دیوانه به آن احتیاج دارد تا دنباله‌ی خطش را بگیرد و برود.

واحد مطالعات و پژوهش های فرهنگی و هنری تله چن

گزیده ای از کتاب عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل

هیچ‌کس در این دنیا چون در بطن موقعیت خاص انسانی دیگر قرار ندارد، نمی‌تواند احساس صحیح و درستی در مورد بدی یا خوبی مسئله‌ای داشته باشد. حالا خواه این مسئله به خوشبختی و بدبختی ، به عشق و یا افت هنری ارتباط داشته باشد. واقعیت امر این است که هر فردی همواره به نوعی خارج از وضعیت و شرایط انسانی دیگر قرار دارد.

کتاب عقاید یک دلقک – هاینریش بل

خدا در نگاه کریستین بوبن

تله چن به نقل از صدیق قطبی:

– کریستین بوبن به دنبال باورهای یقینی و ارائه‌ی تعاریف مشخص از خدا و امر متعالی نیست. تعاریف پژمرده می‌کنند. عقیده، می‌خُشکاند. خدا، امر متعالی یا امر مقدس در نگاه کریستین بوبن امری است که به تجربه در می‌آید، احساس می‌شود، بساویده می‌شود، اما تن به منطق عقیده و قرنطینه‌‌ی تعریف نمی‌سپارد. خدا دانستنی نیست، دوست داشتنی است. گفتنی نیست، زیستنی است. ادامه خواندن خدا در نگاه کریستین بوبن

تکنیک های بالابردن سطح انرژی مثبت

خوشبختی از آن من است زیرا همواره داشته هایم را سپاس می گویم و بخاطرشان شاد میشوم

شکرگزاری بینظیر ترین تکنیک برای بالا بردن سطح انرژی مثبت است. همواره حتی برای کوچکترین چیزها شکرگزار باش

ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻃﯿﻒ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﭼﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺷﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺗﺮ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻤﺎﻥ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﻮﯾﻢ. ادامه خواندن تکنیک های بالابردن سطح انرژی مثبت

کیمیای کار

کار کردن همگام شدن است با زمین و آسمان
و بیکار ماندن بیگانه گشتن است با بهار و تابستان و خزان و زمستان
و بازماندن است از قافلۀ حیات، که با غروری شکوهمند
و تسلیمی سربلند به سوی ابدیت پیش می رود.

وقتی کار می کنی وجودت به نی لبکی ماننده است که
از مجرای آن نجوای زندگی به آهنگ بدل می گردد.
آیا دوست می داری وقتی همه آواز می خوانند
تو نی لبکی گنگ و خاموش باشی؟ ادامه خواندن کیمیای کار

تصویری از خود بسازید که بقای شما را تا ابدیت حفظ کند!

هیچکدام از ما نمی دانیم چقدر زمان در دنیا برایمان باقی مانده است. آنچه در انتها باقی می ماند اعمال، خاطره های به جا مانده و احساسی است که در دیگران ایجاد کرده اید. و آنچه می خواهید به جای بگذارید مردمی است که همیشه شما را با عشق یاد کنند. پس فکر کنید و تصویری از خود بسازید که بقای شما را تا ابدیت حفظ کند، و این صرفا به معنای مشهور شدن نیست. حتی لبخند یک کودک گل فروش سر خیابان هم، بخشی از همان شخصیت ماندگار شما را خواهد ساخت و به قول سعدی “مرده آن است که نامش به نکویی نبرند!”

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

عشق به خود

انگیزه های خود را به طور کامل تشریح کنید!
به این نتیجه خواهید رسید که هرگز هیچ کس، کاری را کاملاً به خاطر دیگری انجام نمی دهد. تمام کارها متوجه جهت خود آدم، تمام خدمات برای خود و تمام عشق ها، عشق به خود است.
شاید بهتر باشد که به عزیزترین و نزدیک ترین کسِ خود فکر کنید.
عمیق تر حفر کنید و پی خواهید برد که کسی که شما دوست دارید، او نیست.
چیزی که شما دوست دارید، احساس مطبوعی است که چنین عشقی را در شما بیدار می کند! آدم در نهایت، عاشق آرزوها و اشتیاق های خود است.

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

دنیا محل انعکاس است

اگر خشم ابراز کنیم، خشم به ما برمی گردد. اگر عشق بدهیم، عشق به ما برمی گردد.
عشق نباید خواسته ای داشته باشد، زیرا بال هایش را از دست می دهد و نمی تواند پرواز کند. در زمین ریشه می کند و زمینی می شود، آن گاه به شهوت بدل می شود و فلاکت و رنج عظیمی به بار می آورد. ادامه خواندن دنیا محل انعکاس است

موجود نازنینی به نام بابا

بابادر داستانهای هزار و یک شب آمده است که
” مردی بود عبدالله نام که از راه صید ماهی با درویشی و مسکنت خانواده خود را روزی می رساند.
روزی صید سنگینی به دامش افتاد، که گمان برد ماهی بزرگ و پر برکتی است
اما وقتی دام را به ساحل آورد و باز کرد مردی را دید به شکل و شمایل خویش که از دام بیرون آمد.
پرسید کیستی و نامت چیست؟ و در این حوالی به چه کار آمده ای
گفت من جفت و همزاد تو هستم که در قعر دریا زندگی می کنم و نامم عبدالله است. ادامه خواندن موجود نازنینی به نام بابا

رقصی به سوی خداوند

جهان آکنده از زیبایی است
از زمین زیر پای تا آسمان بالای سر
و از ابر و موج تا کاغذ ابر و باد
و از بیرنگی عشق
تا نقوش رنگارنگ شمشیرهای دمشق
از تقارن مهیب شیر
تا لطافت نگاه آهو
از افسون نظم تا نظام بی نظمی
از ریاضیات که نشانه ی زلف پریشان عالم است ادامه خواندن رقصی به سوی خداوند

مادر

من احساس می کنم که در آسمانهای برین ، فرشتگان ، هنگامی که با یکدیگر نجوا می کنند ، در بین کلمات آتشین عشق خویش ، نمی توانند کلمه ای بیایند که به پایه نام “مادر” مقدس باشد.

ادگار الن پو-روانهای روشن-در شان مادر

واحد مطالعات و پژوهش های معرفتی تله چن

زندگی زیست است نه فیزیک و ریاضی!

تله چن به نقل از حامد رجب پور:

آدمش را که پیدا کردید
همه را کنار بزنید و برایش جا باز کنید
مغز و قلبتان را از همه چیز خالی کنید
و هیچ ترازویی برای مقایسه باقی نگذارید!
آنوقت اجازه بدهید
اجازه بدهید به چشم هایتان خیره شود
اجازه بدهید دستانتان را ببوسد
اجازه بدهید هرچقدر که دلش میخواهد، شما را به آغوش بگیرد. ادامه خواندن زندگی زیست است نه فیزیک و ریاضی!