بایگانی برچسب: s

سن و سالت چقدر باید باشد تا بزرگسال تلقی شوی ؟!

سازمان بهداشت جهانی طبقه بندی جدیدی درباره مراحل عمر انسان ارائه کرده است. بگونه ای که ۵۵ سالگی را مراحل جوانی برشمرده است!
در این طبقه بندی آمده است:

١٧ سالگی پائین تر از سن قانونی
١٨ – ٢۵ سالگی نوجوانی
٢۵ – ۶۵ جوانی
۶۶- ٧٩ میانسالی
٨٠ – ٩٠ بزرگسالی
١٠٠ تا بالاتر پیری ادامه خواندن سن و سالت چقدر باید باشد تا بزرگسال تلقی شوی ؟!

بودن یا نبودن

بودن یا نبودن ، بحث از این است

آیا عقل را شایسته تر آنکه :

مدام از منجنیق و تیر دوران جفاپیشه ستم بردن

و یا بر روی یک دریا مصائب تیغ آهیختن

و از راه خلاف ایام آنها را سرآوردن

بمردن، خواب رفتن، بس ادامه خواندن بودن یا نبودن

نکات اصلی برای عکاسی بهتر

فارغ از این که با گوشی موبایل ، دوربین کامپکت ، دوربین DSLR یا هر نوع دوربین دیگری عکاسی می‌کنید، نکاتی اساسی وجود دارد که می‌تواند به شما کمک کند کیفیت عکس‌های خود را بالاتر ببرید. تبدیل شدن به یک عکاس بهتر، بیش از این که به نوع دوربین عکاسی که استفاده می‌کنید مربوط باشد، به تنظیمات دوربین ، شناخت نور ، ترکیب‌بندی ، کادربندی و چیزهایی شبیه به این مربوط است. هر چند نکاتی که در ادامه خواهیم گفت تمام چیزی نیست که می‌توانید برای بهبود مهارت خود در عکاسی استفاده کنید، قطعا دانستن آن‌ها می‌تواند به شما برای پیشرفت کردن در عکاسی و گرفتن عکس‌های بهتر کمک زیادی بکند. پس بیایید بدون اتلاف وقت سراغ اصل مطلب برویم.(نکات اصلی برای عکاسی بهتر) ادامه خواندن نکات اصلی برای عکاسی بهتر

بهره مندی از دنیا

آن بهره ز دنیا که خوری یا پوشی
معذوری اگر در طلبش می کوشی
باقی همه رایگان نیرزد هشدار
تا عمر گرانمایه بدان نفروشی

خیام

در زبان انگلیسی ضرب المثلی هست که مضمون سخن خیّام را بیان می کند :

“Enough is as good as a feast ” ادامه خواندن بهره مندی از دنیا

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ

ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ
ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ !
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ
ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ !!! ادامه خواندن ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ

راه رستگاری

راه رستگاری
مجسمه حکیم فردوسی در شهر رم ایتالیا

از امام احمد غزالی عارف بزرگ اسلامی نقل شده است
که روزی بر منبر وعظ نشست
و گفت: ای مردم عمری است که شما را موعظه می کنم
و اکنون می بینم که همه موعظه های من
در این دو بیت از همشهری من فردوسی طوسی جمع آمده است
و دو بیت زیر را فروخواند:

 

ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
به نیکی گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس

ادامه خواندن راه رستگاری

هر روز را یک عمر به حساب آورید

شکسپیر گفته است که هر روز را یک عمر به حساب آورید بدین گونه صبح که از رویای شب پیشین بیدار می شوید کودکی هستید شاداب و مشتاق دیدن و بهره بردن از جهان، به تدریج تا ظهر به میانه عمر نزدیک می شوید. ادامه خواندن هر روز را یک عمر به حساب آورید

سئوالی از مرحوم مرتضی پاشایی

از مرحوم مرتضی پاشایی پرسیدند:

«الان که میدونی بیماریت یه سرطان بدخیمه و درمان هم نداره، زندگیت چه فرقی کرده؟»

مرتضی پاشایی گفت: «زندگیم فرقی نکرده، همان کارهایی رو می‌کنم که قبلا می‌کردم. ولی با شماها یه فرقی دارم. ادامه خواندن سئوالی از مرحوم مرتضی پاشایی

هر روز یک شروع تازه است

هر چقدر هم که گذشته‌تان آلوده بوده باشد،
آینده‌تان هنوز حتی یک لکه هم ندارد.
زندگی هر روزتان را با تکه شکسته های دیروزتان شروع نکنید! ادامه خواندن هر روز یک شروع تازه است

می خواهم وجدانت را به یاری بگیرم

می شود همه چیز اتفاقی باشد. تو اتفاقی باشی و من اتفاقی باشم!! می شود سر راه هم قرار گرفتن ها اتفاقی باشد؟ می شود حرف زدن ها اتفاقی باشد؟ نمی شود این ها همه اتفاقی باشد مگر اینکه تو خیلی بی مرام باشی!! ادامه خواندن می خواهم وجدانت را به یاری بگیرم

به غم ها با دیده مهربانی نگاه کنید

شب که می شود، چیز هایی بنام “ریز خاطرات غمگین” از زیر پوست شب خارج می شوند و در شهر پراکنده شده و به دنبال صاحبان دل های غم زده می گردند. آنها به آرامی، قفسه سینه های آدم ها را بو می کنند و کسانی که دلی به تاراج رفته دارند پیدا می کنند و به آرامی جای خالی آن دل به تاراج رفته را پرمی کنند. ادامه خواندن به غم ها با دیده مهربانی نگاه کنید

بهار جلوه ای دیگر از اُمید است، روح دمیده ی عشقی پنهان که دوباره سر بر می آورد

تله چن به نقل از حاتمه ابراهیم زاده:

بهار جلوه ای دیگر از اُمید است، روح دمیده ی عشقی پنهان که دوباره سربر می آورد، باریدنِ نم نمِ باران، آخرین پرسه های دلتنگی ست وقتی بهار رخ می تاباند. ادامه خواندن بهار جلوه ای دیگر از اُمید است، روح دمیده ی عشقی پنهان که دوباره سر بر می آورد

مدونا با پالتو پوست

گزیده ای از کتاب “مدونا با پالتو پوست” اثر صباح الدین علی

اما آیا همیشه این‌طور نبود؟ همیشه بعد از شناختن چیزی یا کسی، متوجه نیازمان به او نمی‌شویم؟ من هم علت پوچی زندگی‌ام را تا آن زمان، نبودن چنین انسانی می‌دانستم. منزوی بودنم و پنهان کردن کوچک‌ترین احساساتم از بقیه، به نظرم بی‌معنی می‌آمد، گاهی که غم و اندوه زندگی خسته‌ام می‌کرد، احساس می‌کردم بیماری روحی دارم. ادامه خواندن مدونا با پالتو پوست