پرویز پرستویی و کتاب جای خالی سلوچ

روایت پرویز پرستویی از نوشتن حاشیه بر کتاب «جای خالی سلوچ» محمود دولت آبادی کتاب «جای خالی سلوچ» محمود دولت آبادی را ورق می زدم. جایی از کتاب نوشته بود:

«روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می شود، بهار می آید.»
دیدم گوشه ی همین صفحه نوشته ام : «از یک جایی به بعد، حال آدم خوب نمی شود.» ادامه خواندن پرویز پرستویی و کتاب جای خالی سلوچ

گفتگوی عادل فردوسی پور با ایبنا

فردوسی‌پور: تعطیلات را با «کوری» و «فوتبال علیه دشمن» سر کنید./ ای کاش خاطراتم از برنامه ۹۰ را می‌نوشتم!

عادل فردوسی‌پور در گفت‌وگو باخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره کتاب پیشنهادی خود برای مطالعه مخاطبان گفت: من دو کتاب پیشنهاد می‌کنم. اول کتاب «کوری» نوشته ژوزه ساراماگو را برای مطالعه پیشنهاد می‌کنم. چراکه این کتاب به قدری روی من تأثیرگذار بود که مدتی مانند شخصیت‌های آن، همه چیز را یا سفید یا سیاه می‌دیدم. ادامه خواندن گفتگوی عادل فردوسی پور با ایبنا

تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارت او

متوجه شد که دارد فکر می کند، شاید تقدیر من اینه که همیشه تنها باشم. البته آدم ها به سراغ تسوکورو می آمدند، اما در پایان همیشه ترکش می کردند. در جستجوی چیزی از راه می رسیدند، اما یا نمی توانستند پیدایش کنند یا از آنچه پیدا می کردند خشنود نمی شدند. (شاید هم ناامید یا عصبانی می شدند.) و سپس می رفتند. یک روز، ناگهان، بدون اخطار قبلی، بی هیچ توضیحی، غیبشان می زد. بدون خداحافظی. انگار تبر کوچکی بند رابطه را بریده باشد _ بندی که هنوز خون گرم از میانش عبور می کرد و ضربان داشت. ادامه خواندن تسوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارت او

دختری در قطار

اول به‌خاطر اندوه، دوم به‌خاطر خوشی، سوم برای یک دختر. سوم برای یک دختر. من روی سومی می‌مانم. فقط نمی‌توانم هیچ چیز اضافه کنم. سرم سنگین از صداها است، دهانم از خون بدطعم است. سومی برای یک دختر. ادامه خواندن دختری در قطار