آدمیزاد اگر روانشناس خوبی باشد چاره‌ای ندارد جز اینکه با خودش آشتی کند!

تله چن به نقل از مریم سمیع زادگان:

اصلا آدم باید گاهی خودش را بردارد، ببرد یک گوشه‌ای دست بیندازد دور گردن خودش، خودش را ببوسد، با خودش آشتی کند، گذشته را فراموش کند حتی. هی اشتباهش را پتک نکند، نکوبد توی سر خودش، هی با پشت دست محکم نزند توی دهان خودش، مدام به خودش سرکوفت نزند که اشتباه کردی، که باختی، که باید آن یکی راه را می رفتی، آن یکی راه را انتخاب می کردی. آدمیزاد فراموش‌کار است، گاهی یادش می‌رود بشر جایزالخطاست، باید اشتباه کند، باید هزار راه برود و برگردد تا راه را پیدا کند، تا آدم شود.

آدمیزاد کم حافظه است، یادش می‌رود باید با خودش مدارا کند گاهی، نباید با خودش سخت گیر باشد، هی خودش را به چالش بکشد، گیر بدهد به خودش، به دور و برش، نباید سر خودش داد بزند، خودش را بازخواست کند هی. هی انگشت کند توی چشم و چال خودش، چشم و چال گذشته‌اش. آدم اگر آدم است باید حواسش به خودش باشد، با خودش مهربان باشد. خودش را دوست داشته باشد، با خودش دوست باشد. باید گاهی پیشانی خودش را ببوسد، لُپ خودش را بکشد، بزند قد خودش، خودش را ببخشد، با خودش آشتی کند. آدمیزاد اگر روانشناس خوبی باشد چاره‌ای ندارد جز اینکه با خودش آشتی کند.

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: