اینجا ایران است

پر از جنونی وارونه‌ام
جنونی که بر کف دست راه می‌رود
پر از بارانم
مچاله کن مرا در کف دستت
تا ببارم
این ابر سنگی که در من خانه کرده
جز در دست‌های تو
نمی‌نالد
من پر از بارانم
بارانی که به ابرش باز می‌گردد
آسمانی از سنگم
شریانی باز
با قلبی خستگی ناپذیر
که جهان خاکستری را خون‌رنگ می‌کنم

آسمانی از سنگم
بارانی که به ابرش باز می‌گردد
پر از جنونی وارونه
آن‌ها که دوستم می‌دارند
پاره‌پاره‌ام می‌کنند
در جست‌و‌جوی قلبی که هرگز پیدا نمی‌کنند
و گرگ‌ها
گرگ‌های گرسنه
گله‌ی گرگ‌های گرسنه
غرق بوسه‌ام می‌کنند

اینجا ایران است

شاعر: افشار رئوف

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: