باران برای تو می‌ بارد

این برگ‌های زرد

به خاطر پاییز نیست
که از شاخه می‌افتد
قرار است تو از این کوچه بگذری
و آن‌ها
پیشی می‌گیرند از یکدیگر
برای فرش کردن مسیرت…

گنجشک‌ها
از روی عادت نمیخوانند،
سرودی دسته جمعی را تمرین می‌کنند
برای خوش آمد گفتن
به تو…

باران برای تو می‌بارد
و رنگین کمان
ایستاده بر پنجه‌ی پاهایش
سر کشیده از پس کوه
تا رسیدن تو را تماشا کند.

نسیم هم مدام
می‌رود و بازمی‌گردد
با رویای گذر از درز روسری
و دزدین عطر موهایت!
زمین و عقربه‌ی ساعت‌ها
برای تو می‌گردند
و من
به دور تو!

باران برای تو می‌ بارد – شاعر: یغما گلرویی

منبع: شهر کتاب آنلاین

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: