بخت پریشان

گزیده ای از کتاب «بخت پریشان» اثر جان گرین

زمانی می‌رسد که همه ما مرده‌ایم. زمانی می‌رسد که دیگر آدمی نیست که یادش بیاید یکی از ماها قبلا وجود داشته یا اینکه ما آدم‌ها قبلا کاری انجام داده‌ایم. دیگر کسی نیست که حتی ارسطو یا کلئوپاترا را به یاد بیاورد، چه رسد به تو. هر کاری کرده‌ایم، هر چه ساخته‌ایم، نوشته‌ایم، فکر یا کشف کرده‌ایم، همه‌چیز فراموش می‌شود و هر چه اینجاست دیگر مفهومی نخواهد داشت. شاید این زمان خیلی زود بیاید، شاید یک میلیون سال دیگر…

و افسانه‌‌ی قهرمانی ما تا آخر بشریت برجای خواهد ماند. و حتی بعد از آن وقتی ربات‌ها از پوچی انسان‌ها در فداکاری و نوع دوستی یاد می‌کنند، ما را هم بخاطر خواهند آورد.
ربات‌وارانه به شجاعت احمقانه‌ی ما می‌خندند. اما در اعماق قلب آهنی رباتی‌شان حسرت این را دارند که کاش مثل ما زندگی کرده و مرده‌بودند یا مثل قهرمانان واقعی.

واحد مطالعات و پژوهش های فرهنگی و هنری تله چن

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: