بیهوده نزیسته ام

اگر بتوانم یک دل را از شکستن باز دارم،
بیهوده نزیسته ام
اگر بتوانم رنج و محنت یک زندگی را تسکین دهم،
بیهوده،نزیسته ام
اگر بتوانم درد جانسوزی را سرد و سلامت کنم،
یا پرنده از پا افتاده ای را یاری کنم
که به آشیانش باز گردد،
بیهوده،نزیسته ام.

امیلی دیکنسون

بیهوده نزیسته ام

رنج خود و راحت یاران طلب
سایه خورشید سواران طلب
رنج مشو، راحت رنجور باش
ساعتی از محتشمی دور باش
درد ستانی کن و درمان دهی
تات رسانند به فرماندهی

نظامی

برگرفته از کتاب “مائده های فرهنگی”
به اهتمام حسین الهی قمشه ای

واحد مطالعات و پژوهش های معرفتی تله چن

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: