جایی که عاشق بودیم

گزیده ای از کتاب «جایی که عاشق بودیم»اثر جنیفر نیون

سر آماندا از پشت صندلی بالا می‌آید و موهای آشفته‌اش را می‌بینم. درست به همین سادگی می‌توانم احساس کنم که تصویر برای ابدیت در ذهن من حک خواهد شد…
عوامل حواس پرتی زیاد است. سعی می‌کنم فرای سر‌و‌صدا با رایان صحبت کنم، ولی او بیش‌تر حواسش به من است.

به او می‌گویم که عاشق دیدن منظره‌ام و‌ بعد در را با هل باز می‌کنم و بیرون می‌ایستم. ما با ماشین‌ها و فرای آن‌ها، مزارع ذرت احاطه شده‌ایم. هیچ منظره‌ای به جز این‌ها نیست. سرم را عقب می‌برم و ناگهان مجذوب ستاره‌ها می‌شوم.
و من تظاهر می‌کنم که صور فلکی را می‌شناسم. به آن‌ها اشاره می‌کنم و درباره‌ی هر کدام داستانی می‌سازم.

واحد مطالعات و پژوهش های فرهنگی و هنری تله جن

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: