حکایت مرد خر گم کرده!

“یکی خری گم کرده بود. سه روز روزه داشت به نیت آنکه خر خود را بیابد. بعد از سه روز، خر مرده یافت. رنجید. از سر رنجش، روی به آسمان کرد و گفت که اگر عوض این سه روز که [روزه] داشتم شش روز از رمضان نخورم، پس من مرد نباشم. از من صرفه خواهی بردن؟”

حکایت مرد خر گم کرده!
تصویر مجسمه یادبود در

این بیان حال کسانی است که طاعات و عبادات را چون کالایی برای فروش و رفع حوایج خویش به حق عرضه می کنند و بدان بر می نهند و بر خلق فخر می فروشند و حال آنکه خداوند به دادن بر بندگان منت دارد، که می فرماید:

همانا که خداوند بر اهل منت نهاد
که از میان ایشان رسولی برانگیخت
تا آیات او را برآنان فرو خواند
و ایشان را پاک گرداند
و و حکمت بیاموزد.
هر چند که پیش از آن در گمراهی آشکار بودند. – آل عمران، ۱۶۴

حکایت مرد خر گم کرده! – برگرفته از کتاب “۳۶۵ روز
به قلم حسین

واحد مطالعات و پژوهش های معرفتی تله چن

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: