خدا در نگاه کریستین بوبن

تله چن به نقل از صدیق قطبی:

– کریستین بوبن به دنبال باورهای یقینی و ارائه‌ی تعاریف مشخص از خدا و امر متعالی نیست. تعاریف پژمرده می‌کنند. عقیده، می‌خُشکاند. خدا، امر متعالی یا امر مقدس در نگاه کریستین بوبن امری است که به تجربه در می‌آید، احساس می‌شود، بساویده می‌شود، اما تن به منطق عقیده و قرنطینه‌‌ی تعریف نمی‌سپارد. خدا دانستنی نیست، دوست داشتنی است. گفتنی نیست، زیستنی است.

– خدا یک عقیده نیست، بلکه نامی است بر نوعی تجربه و شیوه‌ای رویارویی با زندگی. تجربه‌‌ای که آمیخته با حیرت و مراقبت است. شبیه حالت هوشیار و جستجوگرِ کودکانی که لب‌های‌شان را به شیشه‌ی پنجره می‌چسبانند. خدا نوعی مراقبت از زندگی روزمره است. همچون مراقبت پُرظرافت مادری از شیرخوار چندروزه. مراقبتی توأم با عشق و آرامش. خدا، پرستاری مادرانه از زندگی است.
اگر خدا یک فکر یا یک عقیده نیست، آن‌وقت کتاب‌ها و کلام‌های مقدس هم نه مجموعه‌ای از باورهای مشخص که باید تصدیق شوند، بلکه اشارت‌های عاشقانه‌ی خداست برای توجه دادن. توجهی که گوهرِ ایمان است. نوعی بیدارباش و «ذکر» است.

– کریستین بوبن می‌خواهد امر الوهی و آسمانی را در همین‌جا، در لابه‌لای امور عادی و روزمره و زمینی، تجربه کند.

– «در گذشته به کودکان می‌آموختند که خداوند در آسمان‌هاست اما چه کسی به آنها یاد خواهد داد که آسمان بر روی زمین و در همه جاست و در اشیاء ساده به درخشش در می‌آید؟‌»

– گفتن از خدا جز از طریقِ زندگی‌های خالص و ناب و یا کلماتی که از فرطِ بی‌وزنی در هوا معلّق‌اند ممکن نیست. خدا در چشم‌انداز بوبَن شبیه عشق است. به مانند «لرزش لبخندی روی لب‌ها» که تنها می‌شود احساس‌اش کرد، در سکوت به تماشا نشست و با دیگری سهیم شد. خدا یک مسئله‌ی فکری نیست، یک تجربه‌ و تماشا است.

خدا در نگاه کریستین بوبن

واحد مطالعات و پژوهش های معرفتی تله چن

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: