خیر و شر

خیر و شر

می گویند دو خداست
یکی خالق خیر و یکی خالق شر
اکنون تو بنما خیر بی شر
تا مقر شویم که خدای شر هست و خدای خیر
و این محال است زیرا خیر و شر دو نیستند
و میان ایشان جدایی نیست.

فیه ما فیه
مقالات مولانا

و آنگاه یکی از سالخوردگان شهر گفت از خیر و شر نیز ما را سخنی بگوی.
پیامبر گفت :
من می توانم از خوبیهای شما سخن گویم اما از شر و بدی نشانی نمی توانم داد.
زیرا شر چیست بجز همان خیر که از گرسنگی و تشنگی خویش عذاب کشیده است ؟
همانا وقتی خوبی گرسنه می شود غذای خود را حتی در غارهای تاریک جستجو می کند و وقتی تشنه می شود حتی از آبهای تیره ی مرداب می نوشد.
وقتی که با خود یگانه اید وجودتان خیر و خوبی است.
اما وقتی با خود یگانه نیستید باز نمی توان شما را به شر و بدی نسبت داد.
زیرا خانه ای که شکاف خورده است ، جایگاه دزدان نخواهد بود بلکه تنها یک خانۀ شکاف خورده است .
و کشتی که لنگرش را از دست داده ممکن است بی هدف در آبهای خطرناک سرگردان شود اما، به قعر دریا نخواهد رفت.

“Good and Evil”
And one of the elders of the city said, “Speak to us of Good and Evil.”
And he answered:
Of the good in you I can speak, but not of the evil.
For what is evil but good tortured by its own hunger and thirst?
Verily when good is hungry it seeks food even in dark caves, and when it thirsts, it drinks even of dead waters.
You are good when you are one with yourself.
Yet when you are not one with yourself you are not evil.
For a divided house is not a den of thieves; it is only a divided house.
And a ship without rudder may wander aimlessly among perilous isles yet sink not to the bottom.

خیر و شر – برگرفته از کتاب پیامبر اثر جبران خلیل جبران
ترجمۀ حسین الهی قمشه ای
تصویر موزه جبران خلیل – لبنان

واحد مطالعات و پژوهش های معرفتی تله چن

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: