فضیلت های ناچیز

گزیده ای از “فضیلت های ناچیز” اثر ناتالیا گینزبورگ

او همیشه گرمش است، من همیشه سردم، در که به راستی هوا گرم است، جز اینکه گلایه کند بسیار گرمش است، کار دیگری نمی‌کند و از اینکه می‌بیند من، شب ژاکت می‌پوشم کلافه می‌شود.
او برخی زبان‌ها رو خوب می‌تواند صحبت کند. من هیچ زبانی رو بلد نیستم خوب صحبت کنم. او حتی زبان‌هایی را که نمی‌داند به طریقه‌ای که خاص اوست موفق می‌ شود صحبت کند…

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: