من تروریست نیستم

گزیده ای از کتاب «من تروریست نیستم» اثر ماز جبرانی

بزرگ شدن توی کالیفرنیا متنفر بودن از لس‌آنجلس رو وارد رگ و خون ما کرده بود. ما کالیفرنیایی‌ها باحال‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین موجودات روی زمین بودیم و لس‌آنجلسی‌ها آدم‌های سطحی، زیادی آفتاب گرفته و رو اعصابی برای کالفرنیایی‌ها بودن. اونجا برای همه‌ی کسانی که تا به حال از لس‌آنجلس حرفی شنیده بودن، دنیای مد و آزادی بود و ما در مقابل مردم اونجا حومه‌ی شهری به حساب می‌اومدیم.

اون‌ها ماشین‌های فراری قرمز می‌روندن و ما ساب‌های سبز؛ ( البته به جز پدر من که معلومه رولز رویس سوار می‌شد و کل این تئوری رو زیر سوال می‌برد.) خونواده‌ی من به مجتمعی توی بولوار ویلشایر وست وود اومده بودن. جفرسون‌های ایرانی. همه‌ی مجتمع‌های اون بلوار پر شده بود از ایرانی‌ها. احتمالا یه خونواده‌ی ایرانی توی دهه‌ی ۵۰ به این اراضی رفته و بعد هم این خبر همه‌جا پخش شده و یکی بعد از دیگری به اون‌جا اومدن فامیل‌ها، همسایه‌ها، خاله‌ها، عمه‌ها، بابابزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها و خروس‌ها. خیلی جالبه فامیلی که واسه‌ی یه هفته اقامت به اون‌جا اومده چیزی نمی‌کشه که واسه‌ی همه‌ی عمرش اون‌جا موندگار می‌شه.

منبع: شهر کتاب آنلاین

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: