هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست

تله چن به نقل از آنا جمشیدی:

برای صدمین بار توی زندگیم به این جمله فکر میکنم و سعی میکنم اینم کنارش تو باورام بگنجونم که “آخرش همه چی خوب میشه حتی اگه اولش همه چی به ظاهر بد باشه”

مثل چند سال پیش که موقع انتخاب رشته، کد رشته مو اشتباه وارد سایت کردم و به جای رشته ی مورد علاقه م، ادبیات نمایشی قبول شدم؛ و بعدش چقدر عاشق رشته ی جدیدم شدم و با چه آدمهای دوست داشتنی ای آشنا شدم.

یا مثل ساناز که روز کنکورش با یه ماشین دیگه تصادف کرده و هرچی از راننده اون یکی ماشین خواسته اجازه بده بره به کنکورش برسه و بعد بیاد تکلیف خسارت رو مشخص کنن ، نذاشته که نذاشته،

وَ ساناز هم دو ساعت بعد از بسته شدن درها رسیده حوزه ی امتحانی و اینجوری شده که یه سال دیرتر رفته دانشگاه.

عوضش سال بعد تو کلاس با یکی دوست میشه که ساناز رو به عشقش تئاتر میرسونه وَ حالا اونم شده یکی از اعضای گروه ما.

که شاید اگه همون سال اول به موقع به کنکورش میرسید ، هرگز با ما آشنا نشده بود و پارسال جایزه نمی گرفت تو جشنواره.

یادِ ده میلیونی که هفته ی پیش اشتباهی به حساب سهیل واریز شد میفتم و سهیل که اومد با ذوق و شوق گفت ده میلیون از آسمون افتاده تو حسابم و میخوام تا کسی نفهمیده ورش دارم بذارمش کنار واسه اون ماشینه که یه ماهه چشممو گرفته.
البته که به شوخی داشت اینو میگفت و مامان و بابا خیلی خیلی جدی داشتن میزان شِکری که پس از برداشت پول از حساب توسط سهیل خورده میشه رو بهش یادآوری می کردن و منم با شوخی و خنده یه وقت طرف سهیلُ میگرفتم که پولو وردار و یه وقت میگفتم “خب بابا راست میگه دیگه، شکر میخوری تو!”

ولی فقط خدا میدونه که همین واریز اشتباهی واسه چند نفر حکم امتحان رو داشته.

واسه ما چاهارتا که ببینیم همیشه دست به عصا راه میریم ، یا فقط تا الان آب ندیده بودیم که بخوایم شنا کنیم.

واسه صاحب اصلی که قدر پولش رو بیشتر بدونه و واسه ی کارمند بانک حتی.

به تک تک موقعیتهای زندگیم که قبلش یه چیزی فکر می کردم و بعدش یه چیز دیگه شد فکر میکنم.

به اینکه یه وقتا یه کارایی رو انجام دادم و بعدش با کسایی آشنا شدم و حضور آدمایی تو زندگیم پررنگ شد که قبلا فکرشم نمی کردم.

به فیلمها و نوشته هایی فکر میکنم که هرروز میبینم و توی یه جمله ش پیاماییِ که فقط و فقط برای منه؛

مثل یه فانوس واسه روشن کردن نقاط تاریک زندگیم.

اصلا شاید همین که نشستم به این چیزا فکر کردم هم خودش یه نشونه باشه.
کی میدونه؟

هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: