کلبه‌ ای در مزرعه‌ برفی

«کلبه‌ ای در مزرعه‌ برفی»

-اگه یه داستان تعریف کنم، می‌نویسی؟
-داستان خودمه‌ها!
-باشه. تعریف کن.
-همون داستان منو بنویس.
-کدوم داستان؟

همون داستان منو که عاشق شده بودم. اسم دختر نسترن بود. سبزه‌ رو بود و قد متوسطی داشت.

موهایش صاف و سیاه بود. روی هم‌رفته زیبا بود. اسم من هم…نه، اسم منو ننویس. فقط بنویس پسر عاشق قدی بلند و هیکلی استخوانی داشت. صورتش هم گرد بود. چشامو هم که می‌بینی. از اون‌جا شروع کن که بارون می‌آد. بارون تند باشه. یا هر جوری دلت می‌خواد مثلا… بنویس پسر با دیدن بارون به یاد اون می‌افته می‌دونی چرا؟…

منبع: شهر کتاب آنلاین

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: