یک شب که مغزم یاغی شده بود می گفت: یار که فراموش کرد و رفت تو هم فراموش کن و خوش باش

یک شب که مغزم یاغی شده بود می گفت: که فراموش کرد و رفت تو هم فراموش کن و خوش باش. گفتم من هم فراموش می کنم اما زمانی فراموش می کنم که گرفته باشم. متاسفانه یاد نگرفتیم که و خود را کنیم ؛به همین علت ، اولین دستورات مغز خود را قبول می کنیم حتی اگر اشتباه باشد و کردن یکی از پر کاربردترین دستورات مغزی است که در اغلب اوقات در جای خود داده نمی شود ..

عصر سکوت

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: