یک چمدان دلتنگی

ابری‌تر از روزای پاییز
برفی‌تر از صبح زمستون
چیزی ندارم جز سپیدی
حرفی ندارم غیر بارون

من دیر فهمیدم که عاشق
با دیگرون راهش یکی نیست
هر جا می‌خواد با هر کی باشه
بی عشق اسمش زندگی نیسن

خواب قشنگی بود عشقت
من زود از این رویا پریدم
کابوس بود انگار، کابوس
بعد از تو به هر چی رسیدم

تو با من از حقت گذشتی
من با تو خوبی رو شناختم
تو عشق و با چشمات بردی
من عشقتو اینجوری باختم

خوشبختی با من بود
وقتی که چشمامو
رو به تو وا کردم

گم کردمت اما
خیلی دلم می‌خواد
پیش تو برگردم

با من بمون، با من
وقتی فقط با تو
لبریز احساسم

حس می‌کنم بی‌تو
عشقو نمیفهمم
عشقو نمی‌شناسم

یک چمدان دلتنگی

شاعر: امیر ارجینی

اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی: