کتاب ابن مشغله

گزیده ای از کتاب ابن مشغله اثر نادر ابراهیمی

این آگهی‌های استخدام، چه نقش عظیمی را در ساختمان زندگی ما بازی می‌کنند. چشم‌های حریص و تشنه و منتظر یک نسل شهری غیر متخصص بیکار، دائما در لابه‌لای ستون‌های آگهی استخدام می‌دود و می‌دود. گاهی اشک به درون آن‌ها می‌ریزد و گاهی برق امید…

یونایتد نفرین شده

گزیده ای از کتاب «یونایتد نفرین شده» اثر دیوید پیس

در آسمانی بر فراز انگلیس ، بالا میان پرنده‌های نکبتی و ابرها، کسی این‌جا احساس نمی‌کند شکست‌ناپذیر است. این‌جا نه، این بالا نه. حتی من. ادامه خواندن یونایتد نفرین شده

من دانای کل هستم

گزیده ای از کتاب «من دانای کل هستم» اثر مصطفی مستور

در یکی از این منظره‌ها پدرم مرد. نگاه نکردم. عیدی مرد. رسول به من گفت. من نشنیدم. نمی‌شنیدم رسول را. کسی گفت تند‌تر. نمی‌دیدمش اما صداش را خوب می‌شنیدم. گفت: «تندتر، تندتر!» رسول گفت: «صدای من رو نمی‌شنوی لامسب؟» گفتم: «چی؟» و رسول فرو رفت. انگار در چاهی. ادامه خواندن من دانای کل هستم

تصادف شبانه

گزیده ای از کتاب «تصادف شبانه» اثر پاتریک مودیانو

یادم می‌آید بعد از ظهر یک روز بارانی، مردی با بارانی گاباردین خاکستری و ته‌ریش، برگه‌هایی در کارتیه‌لاتن پخش می‌کرد. توی آن برگه‌ها پرسش‌نامه‌ای بود که مربوط می‌شد به یک تحقیق درباره‌ی جوانی. سوال‌ها به نظرم عجیب می‌آمدند: ساختار خانوادگی شما چگونه بوده است؟ ادامه خواندن تصادف شبانه

دلم به شعر نمی‌رود

دلم به شعر نمی‌رود
زبانم که هیچ
و همین کافی‌ست
برای یک عمر سکوت
برای من که دل و زبانم یکی شده

دلم به شعر نمی‌رود
نه او که می‌خواند هست
نه من که می‌سرودم
یاد شاعرانه‌هایمان بخیر.


خواستی بمان
برای چهار دیواری امید
سقف آسمان بساز
نخواستی برو
گاه و بی‌گاه این دل
برسد به پنجره‌ای
رو به تمام شد

من برای ماندن و ن رفتن
تو برای رفتن و ن ماندن

این ن اگر باشد
کسی می‌ماند ن می‌رود
اگر نباشد
کسی تمام می‌شود

شاعر: روشنک تقی‌خانی

تاریک ماه

گزیده ای از کتاب «تاریک ماه» اثر منصور علیمرادی

همان روز سردار با کاغذ و قلمی آمد به سمت من که داشتم بالا می‌آوردم به خاطر کشیدن دود، گفت: «نامه‌ای برای خانواده‌ات بنویس که سی میلیون تومان پول برای آزادی‌ات بفرستند. شرح بده که پول به موقع نرسد بهایت می‌کنیم به قاچاقچیان آن سوی مرز، دوبل می‌گیرندها! گفتم که گفته باشم. بنویس که شرایم هم سخت است، هر لحظه ممکن است که کشته شوی. چه می‌دانم آه و ناله‌اش را زیاد کن.» ادامه خواندن تاریک ماه

چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

گزیده ای از کتاب «چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم» اثر نادر ابراهیمی

عزیز من!
زندگی مشترک را نمی‌توان یک‌بار به خطر انداخت، و باز انتظار داشت که شکل و محتوایی هم‌چون روزگاران قبل از خطر داشته باشد. ادامه خواندن چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم

خداحافظ گاری کوپر

گزیده ای از کتاب «خداحافظ گاری کوپر» اثر رومن گاری

هیچ‌کس تا به حال دو مرتبه در عمرش عاشق نشده، عشق دوم ، عشق سوم ، اینها بی‌معنی‌ست. فقط رفت و آمد و است. افت و خیز است. معاشرت می‌کنند و اسمش را می‌گذارند عشق!

واحد مطالعات و پژوهش های فرهنگی و هنری تله چن