لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ!

لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ!
از گرما می نالیم. از سرما فرار می کنیم.
در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم.
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصیر غروب جمعه است و بس!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ:
ﻣﺪﺭﺳﻪ.. ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .. ﮐﺎﺭ..
ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻔﺮ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ!
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ…

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

تصویری از خود بسازید که بقای شما را تا ابدیت حفظ کند!

هیچکدام از ما نمی دانیم چقدر زمان در دنیا برایمان باقی مانده است. آنچه در انتها باقی می ماند اعمال، خاطره های به جا مانده و احساسی است که در دیگران ایجاد کرده اید. و آنچه می خواهید به جای بگذارید مردمی است که همیشه شما را با عشق یاد کنند. پس فکر کنید و تصویری از خود بسازید که بقای شما را تا ابدیت حفظ کند، و این صرفا به معنای مشهور شدن نیست. حتی لبخند یک کودک گل فروش سر خیابان هم، بخشی از همان شخصیت ماندگار شما را خواهد ساخت و به قول سعدی “مرده آن است که نامش به نکویی نبرند!”

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

ریشه ضرب المثل اشک تمساح ریختن

بخشی از خوراک تمساح به وسیله اشک چشمانش تأمین می شود .
اوهنگام گرسنگی به ساحل می رود و مانند جسد بی جانی ساعتها بر روی شکم دراز می کشد.
اشک لزج و مسموم کننده ای از چشمانش خارج میگردد که حیوانات و حشرات برای خوردن بر روی آن می نشینند و سم اشک تمساح آنها را از پای در می آورد و تمساح با یک زبان خود آنها را شکار میکند و دوباره برای لقمه های دیگر اشک می ریزد.

ریشه ضرب المثل اشک تمساح ریختن

واحد مطالعات و پژوهش های فرهنگی و هنری تله چن

انسانها و استانداردها

انسان‌هایی که انتخاب می‌کنیم تا دور و برمون باشند ، استانداردها ی ما رو بالا یا پایین می‌برند. اون‌ها به ما کمک می‌کنند بهترینی باشیم که در توان داریم یا اینکه ما رو تبدیل می‌کنند به نسخه‌هایی کمتر از خود واقعیمون. ما شبیه به دوستانمون میشیم. هیچ مرد یا زنی به تنهایی بزرگ و عالی نمیشه بلکه آدم‌های اطرافش به اون کمک می‌کنند که بزرگ و متعالی بشه. همه‌ی ما در زندگی مون به کسانی نیاز داریم که استانداردها مون رو بالا ببرند. هدف اصلی‌ رو بهمون یاد آوری کنند و جوری ما رو به چالش بکشند که تبدیل بشیم به بهترین نسخه‌ی ممکن از خودمون.

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

عشق به خود

انگیزه های خود را به طور کامل تشریح کنید!
به این نتیجه خواهید رسید که هرگز هیچ کس، کاری را کاملاً به خاطر دیگری انجام نمی دهد. تمام کارها متوجه جهت خود آدم، تمام خدمات برای خود و تمام عشق ها، عشق به خود است.
شاید بهتر باشد که به عزیزترین و نزدیک ترین کسِ خود فکر کنید.
عمیق تر حفر کنید و پی خواهید برد که کسی که شما دوست دارید، او نیست.
چیزی که شما دوست دارید، احساس مطبوعی است که چنین عشقی را در شما بیدار می کند! آدم در نهایت، عاشق آرزوها و اشتیاق های خود است.

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

دنیا محل انعکاس است

اگر خشم ابراز کنیم، خشم به ما برمی گردد. اگر عشق بدهیم، عشق به ما برمی گردد.
عشق نباید خواسته ای داشته باشد، زیرا بال هایش را از دست می دهد و نمی تواند پرواز کند. در زمین ریشه می کند و زمینی می شود، آن گاه به شهوت بدل می شود و فلاکت و رنج عظیمی به بار می آورد. ادامه خواندن دنیا محل انعکاس است

آتش و یخ

عالمی گفتا که در پایان کار
آتش است این دار خاکی را قرار
گفت آن دیگر که اندر زمهریر
افکند این ملک را چرخ منیر
من از آن آتش که اندر سینه هاست
بینم آن قول نخستین نیک راست
لیک اگر تقدیر بر تکرار بود
بار دیگر مرگی اندر کار بود
من گمان دارم که در دلهای ما
سردی از بی مهری و جور و جفا
آن قدر باشد که قول دومین
نیز صدق آید تو را ای نیک بین.

رابرت فراست ادامه خواندن آتش و یخ

موجود نازنینی به نام بابا

بابادر داستانهای هزار و یک شب آمده است که
” مردی بود عبدالله نام که از راه صید ماهی با درویشی و مسکنت خانواده خود را روزی می رساند.
روزی صید سنگینی به دامش افتاد، که گمان برد ماهی بزرگ و پر برکتی است
اما وقتی دام را به ساحل آورد و باز کرد مردی را دید به شکل و شمایل خویش که از دام بیرون آمد.
پرسید کیستی و نامت چیست؟ و در این حوالی به چه کار آمده ای
گفت من جفت و همزاد تو هستم که در قعر دریا زندگی می کنم و نامم عبدالله است. ادامه خواندن موجود نازنینی به نام بابا

شکوه عشق

چقدر شکوهمند است که آدمی معشوق باشد، و بر کرسی ناز بنشیند
و چقدر با شکوه تر است که آدمی عاشق باشد، و در محراب نیاز زانو بزند
عشق آدمی را قهرمان می کند
و عاشق از هیچ چیزی مرکب نیست مگر آنچه پاک و پالوده است
و بر هیچ چیزی قرار ندارد مگر آنکه بلند و عظیم است ادامه خواندن شکوه عشق

اورانگوتان!

اورانگوتان
این اورانگوتان دوساله‌ی بامزه که در مرکز حفاظت از حیوانات شهر «کائو»ی تایلند زندگی می‌کند، تازه از زیر دست دامپزشکان خارج شده و معاینات سلامتی‌اش، مثبت بوده‌اند. حالا او برای تکمیل پرونده‌اش، باید مقابل دوربین دامپزشکان ژست بگیرد، اما به نظر نمی‌رسد علاقه‌ای به این کار داشته باشد.

مار تاک

مار
مار تاک

یکی مار «تاک» سبز و ظریف که در «نشنال پارکِ کرالا» زندگی می‌کند، یکی از پسرعموهای خود را دستگیر کرده است. از دیرباز مار تاک، برای ساختن نوعی نوشیدنی در برخی کشورهای آمریکای لاتین استفاده می‌شد، اما این روزها طرفداران این حیوان کوچک و زیبا برای نجاتش از دست سازندگان نوشیدنی، تلاش می‌کنند.

مهدکودک پاندایی!

طی سال‌های گذشته که پاندا به یکی از نمادهای کشور چین و حتی یکی از جاذبه‌های گردشگری آن تبدیل شده، شاهد عکس‌ها و فیلم‌هایی از پانداهای تازه به‌ دنیا آمده هستیم. این سه پاندای کوچک، در پارک محلی حفاظت‌شده‌ی «یاآن» در استان «سیچوان» چین زندگی می‌کنند و تا اطلاع ثانوی، در همین گهواره‌ها و با شیشه‌ی شیر، غذا می‌خورند.

مهدکودک پاندایی

واحد مطالعات و پژوهش های فرهنگی و هنری تله چن

داستان نخجیران

داستان نخجیران
خط اثر میر عماد حسنی

داستان نخجیران یا حکایت شیر و خرگوش را مولانا از کتاب کلیله وام گرفته اما با نَفَس مسیحایی خود آن را جان تازه بخشیده است…

در این داستان در یک طرفِ بحث شیر است که از تفویض و اختیار دفاع می کند و در طرف مقابل همۀ حیوانات جنگل اند که در موضع دفاع از جبر و قدرند. بحث پیش می رود و طرفین با استناد به آیات و احادیث و آوردن تمثیلها موضع خود را تقویت می کنند ولی در پایان شیر سخنی می گوید دربارۀ لزوم جهد که جبریان به ناچار تسلیم می شوند و آن این است که: شما اکنون مدتی است جهد و کوشش می کنید تا حقانیت جبر را به کرسی بنشانید و جهد و کوشش و اختیار را مردود قلمداد کنید در حالی که همین جهد شما در انکار اختیار خود نشان تأثیر جهد و کوشش است و شما بدان اعتقاد دارید.

جهد حق است و دوا حق است و درد
منکر اندر نفی جهدش جهد کرد

 

 

برگرفته از کتاب « در صحبت مولانا»
به قلم حسین الهی قمشه ای

واحد مطالعات و پژوهش های معرفتی تله چن

هیچوقت در زندگی تان به خاطر احساس ترس عقب ننشینید

همه ی ما بارها این جمله را شنیده ایم که «بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد چیست؟ مثلاً اینکه بمیرید؟
اما مرگ بدترین اتفاقی که ممکن است برایتان رخ دهد نیست …»
بدترین اتفاق در زندگی این است که اجازه دهید در عین زنده بودن،
از درون بمیرید.

مارتین سلیگمن

مثلث شادمانی انسان

– اولین مورد، ارتباط ‌های انسانی است، دوستهای خوب و مهربانی کردن

– دوم طبیعت است، به‌خصوص طبیعت جاندار مثل گل‌ ها و گیاهان

– سومین مورد نیز، خندیدن است

فکرش را بکن هر سه مجانی هستند
بی هیچ بهایی!!!

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

دعایی انرژی بخش و زیبا

با خودت تکرار کن
«امروز رهاترین روز زندگیم را تجربه می کنم، خود را به آغوش پر مهر خدایم می سپارم و هر لحظه از بی نظیرترین موهبتهایش لذت میبرم.»

خداوندا سپاسگزارم

دعایی انرژی بخش و زیبا

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

پیش به سوی خوشحالی

هر صبح که یه روز تازه رو شروع می کنیم، وقتی که تند و تند لباس می پوشیم تا زودتر به محل کار برسیم یا سرکلاس حاضر بشیم یه قدم برمیداریم برای رسیدن به آرزوهامون. اون دور دورها رو که نگاه کنیم خودمون رو میبینیم که رسیدیم به قله رویاها و داریم لبخند میزنیم. فرقی نداره یه آرزو کوچیک باشه یا بزرگ مهم اینه که با محقق شدنش تو دلمون یه حسی داریم. حسی که اسمش میشه خوشحالی !
پیش به سوی خوشحالی …

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن