بایگانی برچسب: s

آدمیزاد اگر روانشناس خوبی باشد چاره‌ای ندارد جز اینکه با خودش آشتی کند!

تله چن به نقل از مریم سمیع زادگان:

اصلا آدم باید گاهی خودش را بردارد، ببرد یک گوشه‌ای دست بیندازد دور گردن خودش، خودش را ببوسد، با خودش آشتی کند، گذشته را فراموش کند حتی. هی اشتباهش را پتک نکند، نکوبد توی سر خودش، هی با پشت دست محکم نزند توی دهان خودش، مدام به خودش سرکوفت نزند که اشتباه کردی، که باختی، که باید آن یکی راه را می رفتی، آن یکی راه را انتخاب می کردی. آدمیزاد فراموش‌کار است، گاهی یادش می‌رود بشر جایزالخطاست، باید اشتباه کند، باید هزار راه برود و برگردد تا راه را پیدا کند، تا آدم شود. ادامه خواندن آدمیزاد اگر روانشناس خوبی باشد چاره‌ای ندارد جز اینکه با خودش آشتی کند!

روی ماه خداوند را ببوس

گزیده ای از کتاب “روی ماه خداوند را ببوس” اثر مصطفی مستور

عزیز میگه مردها، هرقدر هم که بزرگ بشن و باسواد بشن و پولدار بشن باز هم مثل بچه‌ها هستن، زود قهر می‌کنن زود پشیمون میشن زود هم آشتی می‌کنن، ممکنه جلوی زنا چیزی نگن اما تنها که شدن شروع می‌کنن به بغض کردن. ادامه خواندن روی ماه خداوند را ببوس

زمین انسانها

گزیده ای از کتاب “زمین انسانها” اثر آنتوان دوسنت اگزوپری

به راستی هیچ چیز هرگز جای رفیق گمشده را پر نخواهد کرد.
نمی‌توان برای خود دوستان قدیمی درست کرد.
هیچ چیز با این گنجینه ی خاطرات مشترک، این همه رنج‌ها و مصائبِ با هم چشیده، این همه قهرها و آشتی‌ها و هیجان‌های تند همسنگ نیست. ادامه خواندن زمین انسانها