بایگانی برچسب: s

آدمیزاد اگر روانشناس خوبی باشد چاره‌ای ندارد جز اینکه با خودش آشتی کند!

تله چن به نقل از مریم سمیع زادگان:

اصلا آدم باید گاهی خودش را بردارد، ببرد یک گوشه‌ای دست بیندازد دور گردن خودش، خودش را ببوسد، با خودش آشتی کند، گذشته را فراموش کند حتی. هی اشتباهش را پتک نکند، نکوبد توی سر خودش، هی با پشت دست محکم نزند توی دهان خودش، مدام به خودش سرکوفت نزند که اشتباه کردی، که باختی، که باید آن یکی راه را می رفتی، آن یکی راه را انتخاب می کردی. آدمیزاد فراموش‌کار است، گاهی یادش می‌رود بشر جایزالخطاست، باید اشتباه کند، باید هزار راه برود و برگردد تا راه را پیدا کند، تا آدم شود. ادامه خواندن آدمیزاد اگر روانشناس خوبی باشد چاره‌ای ندارد جز اینکه با خودش آشتی کند!

تو یک تکه از پازل آفرینشی که اگر نبودی پازل هرچقدر هم بزرگ ، اما کامل نبود…

چرا زنان ایرانی به خودشون نمیرسند؟؟؟
آیا انها راه را به اشتباه نرفته اند؟؟؟
آیا مفهوم واقعى زیبایى رو درست درک کرده اند؟؟؟

شاید باید به انها متذکر شد که به خود رسیدن به معنى هر ماه عوض کردن رنگ مو و کاشتن مژه و ناخن و اکستنشن نیست… ادامه خواندن تو یک تکه از پازل آفرینشی که اگر نبودی پازل هرچقدر هم بزرگ ، اما کامل نبود…

طنزهای عمران صلاحی از برخی شاعران و نویسندگان خاطره انگیز معاصر

معین

یک روز جلو دانشگاه، دکتر رضا براهنی را دیدم.
گفت: یک نفر آمد زیر گوشم گفت: معین ششصد تومن. خیلی خوشحال شدم و تعجب کردم. فرهنگ شش جلدی معین، هر جلدش می شد صد تومن. به طرف گفتم می خواهم. با هم وارد پاساژی شدیم. در گوشه ای دور از چشم، نوار کاست معین خواننده را از جیبش در آورد و یواشکی به من داد. ادامه خواندن طنزهای عمران صلاحی از برخی شاعران و نویسندگان خاطره انگیز معاصر

من فکر می کردم هیچ کس جایم را نمی گیرد!

من فکر می کردم هیچ کس جایم را نمی گیرد ..
شما این اشتباه را نکنید، خیلی زودتر از آنکه فکرش را بکنید، جملاتِ پر از دلتنگی تبدیل می شود به جملاتِ شکیلِ تعارفیِ بدون احساس که فقط برای خالی نبودن عریضه گفته می شود و غم انگیزتر از آن؛ ادامه خواندن من فکر می کردم هیچ کس جایم را نمی گیرد!

پدیده شبکه سیال و لحظه شگفت انگیز

تله چن به نقل از مجتبی لشکربلوکی-پدیده شبکه سیال و لحظه شگفت انگیز:

پروفسور کوین دانبار تحقیقی فوق العاده انجام داد با این هدف که ایده های خوب از کجا می آیند؟ نتایج جالب بود. او به تعدادی از آزمایشگاههای علمی دور دنیا سری زد و از تمام افراد در حالیکه مشغول انجام جزیی ترین امورشان بودند، فیلم برداری کرد. در حالیکه آنها جلوی میکروسکوپ نشسته بودند، وقتی که با همکارانشان کنار آب سردکن مشغول گفتگو بودند و امثال این ها. ادامه خواندن پدیده شبکه سیال و لحظه شگفت انگیز

غمگین ترین انسان دنیا

دوباره مثل گذشته رو به رویم نشسته بود…
چند سالی بود که رفیق بودیم… از آن رفیق هایی که درد هم را می فهمند… از آن رفیق هایی که حرف هم را از چشم همدیگر می خوانند…
چشم هایش می گفت امشب او غمگین ترین انسان دنیاست… ادامه خواندن غمگین ترین انسان دنیا

گاهی باید غرور رو کنار بزاریم

تله چن به نقل از عصر سکوت:

وقتی میخواست بمیره، من بالای سرش بودم. بهم گفت، من ۶۰ سال راه اشتباه رفتم در صورتی که اشتباه بود. امیدی هست؟ من جواب دادم آره امید همیشه هست و بعدش اون نفسش بند اومد و فوت کرد و الان زیر خروارها خاک خوابیده. ادامه خواندن گاهی باید غرور رو کنار بزاریم

همه انسان ها اشتباه می کنند

همه انسان ها اشتباه می کنند و از این به بعد هم اشتباه خواهند کرد.
ما نیز از این قاعده مستثنی نیستیم؛ بنابراین اشتباهات خود را به عنوان بخشی از روند زندگی به رسمیت بشناسیم و به جای افسرده شدن به خاطر اشتباهات مان، سعی در عدم تکرار “اشتباهات گذشته” داشته باشیم تا با “اشتباهات آینده” مان تجمیع نشوند.

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

چهار میثاق

گزیده ای از کتاب “چهار میثاق” اثر دون میگوئل روئیز

عدالت آن است که برای هر اشتباه فقط یک بار مجازات شویم. ولی ما بابت هر اشتباه خودمان را هزاران بار مجازات میکنیم. انسان حافظه‌ای قوی دارد. بارها اشتباه خود را یادآوری می‌کنیم. بارها خود را محاکمه می‌کنیم. بارها خود را مقصر می‌دانیم و بارها خود را مجازات می‌کنیم. ادامه خواندن چهار میثاق

آیا من حق اشتباه کردن دارم

شهامت از آنِ آنان است که خودشان رایک روز صبح درآینه نگاه می کنند و روشن و صریح این عبارات را به خودشان می گویند٬ فقط به خودشان:
«آیا من حق اشتباه کردن دارم؟» ادامه خواندن آیا من حق اشتباه کردن دارم

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍﺷﺖ

ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ، ﻳﮏ ﺟﻔﺖ ﮐﻔﺶ ﺧﺮﻳﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻧﮕﺶ ﻗﺸﻨﮓ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺪکی ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ می ﮐﺮﺩ.

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: کمی ﮐﻪ ﺑﮕﺬﺭﺩ ، ﺟﺎ ﺑﺎﺯ می ﮐﻨﺪ.
ﺧﺮﻳﺪﻡ، ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ، خیلی ﮔﺬﺷﺖ ﺍﻣﺎ ﺟﺎ ﺑﺎﺯﻧﮑﺮﺩ، ﻓﻘﻂ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻫﺎی ﭘﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ می ﺳﺎﺧﺖ.

ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ، ﺑﻬﺮ ﺣﺎﻝ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ رنگی ﺍﺳﺖ ﮐﻪ می ﺧﻮﺍﻫﻢ ، ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎی ﮐﻮﺗﺎﻩ می ﭘﻮﺷﻢ.
ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮهای ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻫﻢ، ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ می ﮐﺮﺩ.

ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﮐﻔﺸﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺮﻧﮓ ﺑﻮﺩ ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻣﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﻭ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ.

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺍﺳﺖ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍﺷﺖ.

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ حملش ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﯼ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﺗﺒﺪﯾﻞﺷﻮﺩ.

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ، ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ کفش ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ

واحد مطالعات و پژوهش های فرهنگی و هنری تله چن