بایگانی برچسب: s

گنج حضور

گنج حضور
نقاشی اثر Joshua Reynolds

اندیشه کردن در ذات حق باطل است.
نه بدان خاطر که فکر ما کوتاه است و موضوع فکرت بلند.
بلکه چون خداوند فرمود:
ما از رگ گردن به آدمى نزدیکتریم،
هر چه بیشتر در او اندیشه کنند
از او دورتر شوند.
زیرا اندیشه کردن یافتن واسطه اى است که تفکر کننده را به مراد نزدیکتر کند.
و اینجا چون نهایت نزدیکى حاصل است؛
هر واسطه و دلیلى که ذهن بیاورد،
خود مایه دورى از محبوب و حجاب روى او شود. ادامه خواندن گنج حضور

از حکمت مولانا

گفت پیلی را آوردند بر سر چشمه ای که آب خورد
خود در آب می دید و می رمید
او می پنداشت که از دیگری می رمد
نمی دانست که از خود می رمد
همه اخلاق بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر
چون در توست، نمیرنجی؛ چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی. ادامه خواندن از حکمت مولانا

پاک و ناپاک یکسان نیست

(ای رسول ما) بگو هرگز پاک و ناپاک یکسان نیست هرچند که کثرت ناپاکی ها شما را به اعجاب آورد. پس ای صاحبان خرَد از خدا بترسید باشد که رستگار شوید.

پاک و ناپاک
تصویری از سه جادوگر نمایشنامه مکبث که می خوانند ” نیکی همان بدی است، بدی همان نیکی است “

ادامه خواندن پاک و ناپاک یکسان نیست

چرا حق تلخ است؟

همه شنیده اند که «حق تلخ است»، الحقُّ مُرٌّ.
اما کمتر کسی به این نکته توجه می کند که چرا حق تلخ است و حق، که همان الله است «ذلک بِأنَّ اللهَ هو الحق» (حج: ۶۲) و سرچشمۀ همۀ شهدها و شیرینی هاست، چگونه می تواند در کام ما تلخ شود. ادامه خواندن چرا حق تلخ است؟

حرکت در راه او

عبارت مَحیایَ و مَماتی لله، که حضرت ابراهیم گفت، اهتزازی بسیار فراگیر دارد چنانکه همۀ اطوار زندگی را در بر می گیرد. جوهر مسلمانی همین است که بگویی همه چیز من برای خدا و حق و حقیقت است. اگر زندگی می کنم حرکت در راه اوست اگر جان بسپارم در پای اوست.

« ما در درون سینه هوایی نهفته ایم
بر باد اگر روَد سرِ ما زان هوا روَد»

حافظ ادامه خواندن حرکت در راه او

حکایت مرد خر گم کرده!

“یکی خری گم کرده بود. سه روز روزه داشت به نیت آنکه خر خود را بیابد. بعد از سه روز، خر مرده یافت. رنجید. از سر رنجش، روی به آسمان کرد و گفت که اگر عوض این سه روز که [روزه] داشتم شش روز از رمضان نخورم، پس من مرد نباشم. از من صرفه خواهی بردن؟”

حکایت مرد خر گم کرده!
تصویر مجسمه یادبود ملانصرالدین در مسکو

ادامه خواندن حکایت مرد خر گم کرده!

مقصود از ایمان تکیه کردن بر خوبى و زیبایى و دانایى مطلق است که خداست

مقصود از ایمان
خوشنویسی اثر میرزا غلامرضا اصفهانی

مى توان بر او تکیه کرد
و در زیر سایه او پناه گرفت
و به پشتوانه او با اقتدار تمام
در مقابل هر جهل و ظلم و شرارت ایستاد

 

ایمان به خدا همان مقام امن است
که در آن آدمى را
هیچ هراس و نگرانى
از کسى نیست
زیرا با قدرت مطلق
پیوند و دوستى و آشنایى
برقرار کرده است

 

 

 

 

ادامه خواندن مقصود از ایمان تکیه کردن بر خوبى و زیبایى و دانایى مطلق است که خداست

بیهوده نزیسته ام

اگر بتوانم یک دل را از شکستن باز دارم،
بیهوده نزیسته ام
اگر بتوانم رنج و محنت یک زندگی را تسکین دهم،
بیهوده،نزیسته ام
اگر بتوانم درد جانسوزی را سرد و سلامت کنم،
یا پرنده از پا افتاده ای را یاری کنم
که به آشیانش باز گردد،
بیهوده،نزیسته ام.

امیلی دیکنسون ادامه خواندن بیهوده نزیسته ام

شراب ناپرورده

من شرابی می نوشم که پروردۀ هیچ می فروشی نیست
در جامی از مروارید
که دست هیچ شیشه گر بدان نرسیده است
و جوهر مستی بخش آن شراب را
در هیچ میخانه ای در ساحل رود راین نمی توانی یافت.
من مستم از هوای لطیف
و هم آغوشی می کنم با ژاله و شبنم
و روزهای بلند تابستان
مست و حیران
از درِ میکده ها بیرون می آیم
آنجا که شراب زرد خورشید را
در جام فیروزه رنگ فلک ریخته اند
هنگامی که زنبورها از شیرۀ گیاهان مست شوند
و خداوندِ باغ آنها را از میخانۀ گل بیرون کند ،
هنگامی که پروانگان چنان مست و بی خود شوند که دیگر شراب نستانند
من ، همچنان ، تشنه و مخمور ، بیش از پیش ، باده می نوشم
تا کرّوبیان عالم بالا کلاه سپید بر سر بچرخانند
و قدیسان شتابان به سوی پنجره آیند
تا نظاره کنند
این مست کوچک لایعقل را
که در آفتاب آرمیده است. ادامه خواندن شراب ناپرورده

مراتب و معیارها

مراتب و معیارهای انسانی را به کناری نِه
آن سیم شرافت و انسانیت را از لحن بینداز
و گوش فرادار که چه اصوات ناموزونی خواهی شنید
در این حال، هر چیز خود را در قدرت خلاصه می کند
و قدرت به اراده بدل می شود
و اراده به اشتها و شهوتِ بی انتها میل می کند
و شهوت گرگی است جهانگیر که وقتی
چنین مجهز به دو سلاح قدرت و اراده گردید
بی گمان جهان را لقمۀ خود می کند
و آنگاه خود را نیز فرو می بلعد.

ویلیام شکسپیر ادامه خواندن مراتب و معیارها

ذکر

ذکرذکر حضور مؤثر الهی در صحن آگاهی های ماست که اروپائیان از آن به God Consciousness، یعنی خدا آگاهی تعبیر می کنند چنانکه مؤمن دائماً یاد خداست یعنی همه جا به یاد دارد که او را پروردگاری است و از او چه خواسته و او را از چه منع کرده است و این حضور دائم را عارفان به شرب مدام و مستیِ بردوام تعبیر کرده اند، چنانکه سعدی با طنز شیرینی گفته است:

نمازِ مست، شریعت روا نمی دارد
نمازِ من که پذیرد که روز و شب مستم

ذکر – برگرفته از کتاب «در صحبت قرآن»
به قلم حسین الهی قمشه ای

 

واحد مطالعات و پژوهش های معرفتی تله چن

تی اس الیوت-بزرگ ترین شاعر قرن بیستم

توماس استرنز الیوت، که به اختصار تی اس الیوت نامیده می شود، آن طور که بسیاری از منتقدان غربی گفته اند، بزرگ ترین شاعر قرن بیستم است. الیوت در ۱۸۸۸ در ایالت میسوری به دنیا آمد. در دانشگاه هاروارد به تحصیل منطق، متافیزیک روان شناسی و فلسفه پرداخت و زبانهای سانسکریت و پالی را نیز آموخت. همچنین در بعضی مراکز فرهنگی و علمی آلمان و انگلیس تحصیل کرد و بلاخره در ۱۹۱۵ در لندن اقامت گزید و تبعۀ انگلستان شد. ادامه خواندن تی اس الیوت-بزرگ ترین شاعر قرن بیستم

از روزه یاری بجوییم

بیشتر مردمان از نماز و روزه یارى نمى طلبند و بهره اى نمى گیرند  بلکه آن را به صورت یک عادت و سنت به جاى مى آورند و به بردن ثوابى و انجام فریضه اى دل خوش دارند.

در صورتى که نماز مى تواند کشتى عظیمى گردد که شخص را در دریاى زندگى در وسط جامعه از طوفانها و گردابها حفظ کند.

و روزه مى تواند شخص را بر نفس خویش توانا کند، زیرا وقتى نفس موقتا به فرمان الهى از حلال پرهیز مى کند قوت پرهیز در او افزون مى شود تا در مواجهه با حرام آن قدرت را بکار گیرد. ادامه خواندن از روزه یاری بجوییم

در بیان آنکه عاشق هر چه گوید اشارت با معشوق است

آن زلیخا از سپندان تا به عود
نام جمله چیز یوسف کرده بود
نام او در نامها مکتوم کرد
محرمان را سر آن معلوم کرد ادامه خواندن در بیان آنکه عاشق هر چه گوید اشارت با معشوق است

خیر و شر

می گویند دو خداست
یکی خالق خیر و یکی خالق شر
اکنون تو بنما خیر بی شر
تا مقر شویم که خدای شر هست و خدای خیر
و این محال است زیرا خیر و شر دو نیستند
و میان ایشان جدایی نیست. ادامه خواندن خیر و شر