بایگانی برچسب: s

طنزهای عمران صلاحی از برخی شاعران و نویسندگان خاطره انگیز معاصر

معین

یک روز جلو دانشگاه، دکتر رضا براهنی را دیدم.
گفت: یک نفر آمد زیر گوشم گفت: معین ششصد تومن. خیلی خوشحال شدم و تعجب کردم. فرهنگ شش جلدی معین، هر جلدش می شد صد تومن. به طرف گفتم می خواهم. با هم وارد پاساژی شدیم. در گوشه ای دور از چشم، نوار کاست معین خواننده را از جیبش در آورد و یواشکی به من داد. ادامه خواندن طنزهای عمران صلاحی از برخی شاعران و نویسندگان خاطره انگیز معاصر