بایگانی برچسب: s

جهانى در یک دانه شن

اگر مى خواهى تمامى جهان را در یک دانه شن مشاهده کنى
و تمامیت بهشت را در یک گل وحشى بیابى
باید که “بى نهایت” را در کف دست نگاه دارى
و “ابدیت” را در یک ساعت به زنجیر کشى ادامه خواندن جهانى در یک دانه شن

باور به اخلاق و شرارت ؟!

تله چن به نقل از محسن حسن‌زاده:

چطور انسانهایی که به اخلاق، باور دارند دست به شرارت می‌زنند؟

– هیتلر مشروبات الکلی مصرف نمیکرد و سیگار نمی‌کشید و عاشق موسیقی و نقاشی بود. از آزار دیدن حیوانات ناراحت می‌شد و برای اولین بار در تاریخ اروپا، قوانین حمایت از حیوانات را وضع کرد. وی حامی محیط زیست و خانواده بود و به زنان احترام میگذاشت. این ویژگی‌ها در کنار کشتارهای وسیع سردرگم کننده است با این حال این تضادها در هیتلر خلاصه نمیشود، بی‌رحم‌ترین شکنجه‌ گران هم چه بسا پدرانی دلسوز باشند و از دیدن زخمی در انگشت فرزندشان ناراحت شوند. ادامه خواندن باور به اخلاق و شرارت ؟!

نباید زندگی را به خود سخت گرفت!

به عقیده خیام هر کس که در این دنیا بتواند شاد زندگی کند و از زندگیش لذت ببرد، بطور حتم بعد از مرگش نیز در بهشت خواهد بود.
زیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه به کسی ظلم می کند و نه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد. ادامه خواندن نباید زندگی را به خود سخت گرفت!

روزگار سپری شده مردم سالخورده

گزیده ای از کتاب “روزگار سپری شده مردم سالخورده” اثر محمود دولت آبادی

اگر به این می‌اندیشی که دیگران چگونه به تو می‌اندیشند، یا از دیگران می‌ترسی یا به خودت باور نداری …!
کلمات فقط ساده‌ترین ابزارهای رفع نیاز انسان هستند و در انتقال آنچه در ذهن داریم معصوم‌ترین موجوداتند از ناتوانی.
به این ترتیب دنیا مجموعه پیچیده‌ای است از گره خوردگی سوء تفاهم‌ها. ناتوانی معصومانه کلمات یک سوی این رابطه مجهول است، سوی دیگر رابطه، بد فهمی و سوء درک همان چیزی است که ناقص و الزاما نا تمام بیان شده‌است. اکنون بنگر که از میان دو چیز ناقص چه حاصل می‌شود و آن را با تصاعدی به نسبت تمام گوش و زبان‌های عالم اندازه بگیر و ضرب کن در سوءنیت و بد گمانی سرشتی هر ذهن به سبب ترس فطری انسان از حس احتمالی خطری که از وجوه گوناگون، هستی‌اش را تهدید می‌کند؛ و تصورش را بکن در چه بهشتی به سر می‌بریم…!

منبع: شهر کتاب آنلاین

جهنم سوت و کور است

گزیده ای از کتاب «جهنم سوت و کور است» اثر سوزانا تامارو

از جا بلند شد و بدون کلمه‌ای حرف از اتاق بیرون رفت. نمی‌دانم چرا، ولی از آن همه سر به راهی دلم سوخت. می‌خواستم به دنبالش بروم. با او حرف بزنم… دلم می‌خواست پیشش بروم و خودم را در آغوشش بیاندازم، درست مثل موقعی که او کوچک بود… ادامه خواندن جهنم سوت و کور است

در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند

گزیده ای از کتاب «در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند» اثر میچ البوم

عشق مثل باران ، می‌تواند از بالا زوج‌ها را تغذیه ، و با شعف اشباع کننده‌ای خیس کند. ولی گاهی ، در گرما‌گرم خشمگین زندگی ، رویه‌ی عشق خشک می‌شود و باید از زیر تغذیه شود ، باید با مراقبت از ریشه‌هایش ، خود را زنده نگاه دارد.