بایگانی برچسب: s

گنج حضور

گنج حضور
نقاشی اثر Joshua Reynolds

اندیشه کردن در ذات حق باطل است.
نه بدان خاطر که فکر ما کوتاه است و موضوع فکرت بلند.
بلکه چون خداوند فرمود:
ما از رگ گردن به آدمى نزدیکتریم،
هر چه بیشتر در او اندیشه کنند
از او دورتر شوند.
زیرا اندیشه کردن یافتن واسطه اى است که تفکر کننده را به مراد نزدیکتر کند.
و اینجا چون نهایت نزدیکى حاصل است؛
هر واسطه و دلیلى که ذهن بیاورد،
خود مایه دورى از محبوب و حجاب روى او شود. ادامه خواندن گنج حضور

بیهوده نزیسته ام

اگر بتوانم یک دل را از شکستن باز دارم،
بیهوده نزیسته ام
اگر بتوانم رنج و محنت یک زندگی را تسکین دهم،
بیهوده،نزیسته ام
اگر بتوانم درد جانسوزی را سرد و سلامت کنم،
یا پرنده از پا افتاده ای را یاری کنم
که به آشیانش باز گردد،
بیهوده،نزیسته ام.

امیلی دیکنسون ادامه خواندن بیهوده نزیسته ام

در بیان آنکه عاشق هر چه گوید اشارت با معشوق است

آن زلیخا از سپندان تا به عود
نام جمله چیز یوسف کرده بود
نام او در نامها مکتوم کرد
محرمان را سر آن معلوم کرد ادامه خواندن در بیان آنکه عاشق هر چه گوید اشارت با معشوق است

حکایتی از گلستان سعدی

پارسایی را دیدم بر کنار دریا که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو به نمی‌شد مدت‌ها در آن رنجور بود و شکر خدای عزّوجل علی الدوام گفتی پرسیدندش که شکر چه می‌گویی گفت شکر آن که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی ادامه خواندن حکایتی از گلستان سعدی

اعتقادات زیبای سرخپوستان

۱. ما جزئى از طبیعت هستیم نه رئیس آن

۲. ما هیچگاه گیاهى را با ریشه از خاک
نمى کنیم

۳. ما موقع ساختن خانه، خاک را زیاد جابه جا نمى کنیم

۴. ما در فصل بهار ، آرام روى زمین قدم
بر مى داریم چون مادر طبیعت باردار است

۵. ما هرگز به درختان آسیب نمى رسانیم، ما فقط درختان پیر و خشک را قطع مى کنیم و قبل از قطع کردن براى آرامش روحش دعا مى کنیم ادامه خواندن اعتقادات زیبای سرخپوستان

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ

ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ
ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ !
ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ
ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ !!! ادامه خواندن ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺩﺍﺷﺖ

سیزده بدر

روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت؛ دیوی از این واقعه باخبر شد، درحال خود را به صورت سلیمان درآورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد، کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و بر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند (از آنکه از سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد و از ماجرا خبر یافت گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه برجای من نشسته دیوی بیش نیست امّا خلق او را انکار کردند و سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و در عین سلطنت خود را «مسکین و فقیر» می دانست، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد… ادامه خواندن سیزده بدر

نوروز حماسه پیروزی

یکی از سرچشمه های لذت و شادی احساس پیروزی است
و هنرها و فضیلت ها نمایشگاه پیروزی ها ست
همچون پیروزی نقش بر سنگ
پیروزی آهنگ بر غوغا
و پیروزی نور بر تاریکی
و پیروزی پری بر اهرمن
و آفتاب بر زمهریر
و بهار بر زمستان ادامه خواندن نوروز حماسه پیروزی

پیام عشق جهانگیر حضرت مسیح

کشیشان زنده دل که پیام عشق جهانگیر حضرت مسیح را به آدمیان می رسانند از روزگار آن پیامبر الهی تاکنون همواره کم و بیش در میان مردم بوده اند و هرچه خیر و نیکویی و عشق و محبت که در میان ترسایان هست از برکت وجود آنهاست. ادامه خواندن پیام عشق جهانگیر حضرت مسیح

سکوت رسم گورستان است

دلِ من، این جهان همه جوره ناجور شده است، دیگر رفاقت را هم جعل می کنند ..
دلِ من، در باطنِ تو حقیقتی تلخ پنهان شده که تلخی آن به اندازه ای زیاد است که نمی توانی آن را کتمان کنی. وقتِ طغیان است یا نه نمی دانم .. اما میدانم که سکوت ، رسم گورستان است …

عصر سکوت