بایگانی برچسب: s

گنج حضور

گنج حضور
نقاشی اثر Joshua Reynolds

اندیشه کردن در ذات حق باطل است.
نه بدان خاطر که فکر ما کوتاه است و موضوع فکرت بلند.
بلکه چون خداوند فرمود:
ما از رگ گردن به آدمى نزدیکتریم،
هر چه بیشتر در او اندیشه کنند
از او دورتر شوند.
زیرا اندیشه کردن یافتن واسطه اى است که تفکر کننده را به مراد نزدیکتر کند.
و اینجا چون نهایت نزدیکى حاصل است؛
هر واسطه و دلیلى که ذهن بیاورد،
خود مایه دورى از محبوب و حجاب روى او شود. ادامه خواندن گنج حضور

حکایت مرد خر گم کرده!

“یکی خری گم کرده بود. سه روز روزه داشت به نیت آنکه خر خود را بیابد. بعد از سه روز، خر مرده یافت. رنجید. از سر رنجش، روی به آسمان کرد و گفت که اگر عوض این سه روز که [روزه] داشتم شش روز از رمضان نخورم، پس من مرد نباشم. از من صرفه خواهی بردن؟”

حکایت مرد خر گم کرده!
تصویر مجسمه یادبود ملانصرالدین در مسکو

ادامه خواندن حکایت مرد خر گم کرده!

آدم های اول صبح را دوست دارم!

همان ها که با لباسِ گرمکن و با نانِ سنگکِ داغ و تازه یِ تویِ دستِ شان ، با خستگی دلچسبِ بعدِ ورزشِ صبحگاهی ،به خانه بر می گردند!
دو نفره هایی که با چشم هایِ پف کرده ، از بی خوابی هایِ دیشب شان می گویند، ادامه خواندن آدم های اول صبح را دوست دارم!

داستان نخجیران

داستان نخجیران
خط اثر میر عماد حسنی

داستان نخجیران یا حکایت شیر و خرگوش را مولانا از کتاب کلیله وام گرفته اما با نَفَس مسیحایی خود آن را جان تازه بخشیده است…

در این داستان در یک طرفِ بحث شیر است که از تفویض و اختیار دفاع می کند و در طرف مقابل همۀ حیوانات جنگل اند که در موضع دفاع از جبر و قدرند. بحث پیش می رود و طرفین با استناد به آیات و احادیث و آوردن تمثیلها موضع خود را تقویت می کنند ولی در پایان شیر سخنی می گوید دربارۀ لزوم جهد که جبریان به ناچار تسلیم می شوند و آن این است که: شما اکنون مدتی است جهد و کوشش می کنید تا حقانیت جبر را به کرسی بنشانید و جهد و کوشش و اختیار را مردود قلمداد کنید در حالی که همین جهد شما در انکار اختیار خود نشان تأثیر جهد و کوشش است و شما بدان اعتقاد دارید.

جهد حق است و دوا حق است و درد
منکر اندر نفی جهدش جهد کرد

 

 

برگرفته از کتاب « در صحبت مولانا»
به قلم حسین الهی قمشه ای

واحد مطالعات و پژوهش های معرفتی تله چن

عاشق ندانسته!

خیابان عوض شده بود، نوازنده ی نابینا در پیاده رو بهتر از همیشه ساکسیفون میزد. نئون ها در ویترین مغازه ها دیگر کسالت بار نبودند . مرد فکر کرد راه خانه اش را اشتباه آمده است و گرنه در عرض چند ساعت، خیابان نمیتوانست این قدر تغییر کند. نگاهی به تابلوی خیابان انداخت. اما دید اسم خیابان همان است که بود. به فکر فرو رفت…. دنیا و این همه زیبایی! باورش نمیشد. مرد عاشق شده بود و نمیدانست!

عاشق ندانسته!

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

نگران استخون بندی یا مدل بینی تون نباشید. به جاش لبخند بزنید!

کسی که لبخند میزنه و رفتار خوبی داره، خود به خود توی چشم بقیه دوست داشتنی تر و قشنگ تر به نظر میرسه. و برعکس! کسی که اخم کنه، یا درست رفتار کردن رو بلد نباشه، حتی اگه ملکه زیبایی هم باشه دیگه به چشم نمیاد. اخلاق، نوع برخورد و حالت های چهره مون، روی برداشت طرف مقابل از ما خیلی تاثیر داره
هر وقت میخواستین جایی محبوب بشین و بعدا با خوبی ازتون یاد کنن، لبخند بزنید و خوش اخلاق باشید. وقتی این خوشگل کننده طبیعی روی لب هممون میتونه باشه، چرا باید بیخیالش بشیم؟ یادتون باشه، زیبایی وقتی به چشم میاد که آدمها از همدیگه متفاوت باشن. پس نگران استخون بندی یا مدل بینی تون نباشید. به جاش لبخند بزنید!

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

رقصی به سوی خداوند

جهان آکنده از زیبایی است
از زمین زیر پای تا آسمان بالای سر
و از ابر و موج تا کاغذ ابر و باد
و از بیرنگی عشق
تا نقوش رنگارنگ شمشیرهای دمشق
از تقارن مهیب شیر
تا لطافت نگاه آهو
از افسون نظم تا نظام بی نظمی
از ریاضیات که نشانه ی زلف پریشان عالم است ادامه خواندن رقصی به سوی خداوند

تو یک تکه از پازل آفرینشی که اگر نبودی پازل هرچقدر هم بزرگ ، اما کامل نبود…

چرا زنان ایرانی به خودشون نمیرسند؟؟؟
آیا انها راه را به اشتباه نرفته اند؟؟؟
آیا مفهوم واقعى زیبایى رو درست درک کرده اند؟؟؟

شاید باید به انها متذکر شد که به خود رسیدن به معنى هر ماه عوض کردن رنگ مو و کاشتن مژه و ناخن و اکستنشن نیست… ادامه خواندن تو یک تکه از پازل آفرینشی که اگر نبودی پازل هرچقدر هم بزرگ ، اما کامل نبود…

اژدهای آدمخوار

اژدهای آدمخوارای زمان،
ای اژدهای آدمخوار ،
ای که پنجه شیران شرزه را در هم می شکنی
و دندان تیز پلنگان را در کامشان فرو می ریزی
و مرغ کهن روزگار، ققنوس، را در آتش خودفروزش خاکستر می کنی
و الهه زمین را برآن می داری که فرزندان خود را فرو بلعد ادامه خواندن اژدهای آدمخوار

کاسۀ واژگون

کاسۀ واژگونآن کاسۀ واژگون که خوانیمش آسمان

و به مرگ و زندگی خانه گرفته ایم در زیر آن
دستها را به سوی آن به نیاز بر مکن
کاو نیز چون من وتو بَود سخت ناتوان
ادوارد فیتز جرالد

 

 

Inverted Bowel
And that inverted Bowl we call The Sky,
Whereunder crawling coop’t we live and die,
Lift not thy hands to it for help — for It
Rolls impotently on as Thou or I
Edward Fitzgerald

 

ادامه خواندن کاسۀ واژگون

پیام عشق جهانگیر حضرت مسیح

کشیشان زنده دل که پیام عشق جهانگیر حضرت مسیح را به آدمیان می رسانند از روزگار آن پیامبر الهی تاکنون همواره کم و بیش در میان مردم بوده اند و هرچه خیر و نیکویی و عشق و محبت که در میان ترسایان هست از برکت وجود آنهاست. ادامه خواندن پیام عشق جهانگیر حضرت مسیح

گوش از کجا پدید می آید ؟!

سخنی هست چنان دلفریب که گوش می آفریند

چنانکه به تعبیر مولانا حلوایی هست چنان شیرین که حلق و کام خلق می کند.

اشک در تالار انتظار آرزوها و شوق ها به گونه ها جاری می شود

و زیبایی چهره محصول مشاهده چهره زیبای ازلی است ادامه خواندن گوش از کجا پدید می آید ؟!

خاطره ای زیبا از اصغر فرهادی

تله چن به نقل از اصغر فرهادی:

بعد از نمایش یک فیلم ایرانی، با دوستان خارجی نشسته بودیم به گفتگو. یکیشان پرسید: آن پسرک سر چهار راه چه می فروخت؟ مواد مخدر بود یا… .
من پاسخ دادم فال می فروخت. ادامه خواندن خاطره ای زیبا از اصغر فرهادی