بایگانی برچسب: s

تصویری از خود بسازید که بقای شما را تا ابدیت حفظ کند!

هیچکدام از ما نمی دانیم چقدر زمان در دنیا برایمان باقی مانده است. آنچه در انتها باقی می ماند اعمال، خاطره های به جا مانده و احساسی است که در دیگران ایجاد کرده اید. و آنچه می خواهید به جای بگذارید مردمی است که همیشه شما را با عشق یاد کنند. پس فکر کنید و تصویری از خود بسازید که بقای شما را تا ابدیت حفظ کند، و این صرفا به معنای مشهور شدن نیست. حتی لبخند یک کودک گل فروش سر خیابان هم، بخشی از همان شخصیت ماندگار شما را خواهد ساخت و به قول سعدی “مرده آن است که نامش به نکویی نبرند!”

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

پیش به سوی خوشحالی

هر صبح که یه روز تازه رو شروع می کنیم، وقتی که تند و تند لباس می پوشیم تا زودتر به محل کار برسیم یا سرکلاس حاضر بشیم یه قدم برمیداریم برای رسیدن به آرزوهامون. اون دور دورها رو که نگاه کنیم خودمون رو میبینیم که رسیدیم به قله رویاها و داریم لبخند میزنیم. فرقی نداره یه آرزو کوچیک باشه یا بزرگ مهم اینه که با محقق شدنش تو دلمون یه حسی داریم. حسی که اسمش میشه خوشحالی !
پیش به سوی خوشحالی …

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

نگران استخون بندی یا مدل بینی تون نباشید. به جاش لبخند بزنید!

کسی که لبخند میزنه و رفتار خوبی داره، خود به خود توی چشم بقیه دوست داشتنی تر و قشنگ تر به نظر میرسه. و برعکس! کسی که اخم کنه، یا درست رفتار کردن رو بلد نباشه، حتی اگه ملکه زیبایی هم باشه دیگه به چشم نمیاد. اخلاق، نوع برخورد و حالت های چهره مون، روی برداشت طرف مقابل از ما خیلی تاثیر داره
هر وقت میخواستین جایی محبوب بشین و بعدا با خوبی ازتون یاد کنن، لبخند بزنید و خوش اخلاق باشید. وقتی این خوشگل کننده طبیعی روی لب هممون میتونه باشه، چرا باید بیخیالش بشیم؟ یادتون باشه، زیبایی وقتی به چشم میاد که آدمها از همدیگه متفاوت باشن. پس نگران استخون بندی یا مدل بینی تون نباشید. به جاش لبخند بزنید!

واحد مطالعات و پژوهش های اجتماعی تله چن

گفت و گو با نوزاد

گفت و گو با نوزادای نازنین کودک دلبند
بازگو که از کجا آمده ای؟

من از پهنه بیکران «هرجا»
به این «جا» آمده ام

این چشم ها را به رنگ آبی
از کجا به دست آوردی؟

در راه که می آمدم
آنها را از آسمان وام گرفتم

و فروغ چشمانت را
این برق و چرخش از کجاست؟

این برق نیزه ستارگان است
که در دیدگانم مانده است

آن دانه های کوچک اشک را
از کدام جعبه جواهر ربوده ای؟ ادامه خواندن گفت و گو با نوزاد

گوش از کجا پدید می آید ؟!

سخنی هست چنان دلفریب که گوش می آفریند

چنانکه به تعبیر مولانا حلوایی هست چنان شیرین که حلق و کام خلق می کند.

اشک در تالار انتظار آرزوها و شوق ها به گونه ها جاری می شود

و زیبایی چهره محصول مشاهده چهره زیبای ازلی است ادامه خواندن گوش از کجا پدید می آید ؟!

سئوالی از مرحوم مرتضی پاشایی

از مرحوم مرتضی پاشایی پرسیدند:

«الان که میدونی بیماریت یه سرطان بدخیمه و درمان هم نداره، زندگیت چه فرقی کرده؟»

مرتضی پاشایی گفت: «زندگیم فرقی نکرده، همان کارهایی رو می‌کنم که قبلا می‌کردم. ولی با شماها یه فرقی دارم. ادامه خواندن سئوالی از مرحوم مرتضی پاشایی

یک صبح زیبای دیگه از راه رسید!

یک صبح زیبای دیگه از راه رسید

امروز حالتون عاااالیه عاااااالیه
امروز هیچ چیزی نمیتونه مانع شادیتون بشه
امروز شاید همون روزیه‌ که منتظرش بودین
امروز روز زیبایست پر از اتفاقهای زیبا ادامه خواندن یک صبح زیبای دیگه از راه رسید!

دنیا جای بهتری بود اگر صبح با صدای پیانوی همسایه ی کناری بیدار میشدی

تله چن به نقل از عصر سکوت:

دنیا جای بهتری بود اگر صبح با صدای پیانوی همسایه ی کناری بیدار میشدی. جای بهتری بود اگر شیرقهوه ی داغت را که هم میزدی از پنجره ی اتاقت به بلندای برج ایفل نگاه میکردی و به زنان و مردانی که انگار تنها رسالتشان در این زندگی شادیست لبخند می زدی.. دنیا جای بهتری بود اگر دوچرخه ی گلبهی رنگت را بر میداشتی و راه می افتادی در سنگ فرشهای خاکستری رنگ پاریس و با وزش باد در بین موهایت یک شادی عجیب را تجربه می کردی. ادامه خواندن دنیا جای بهتری بود اگر صبح با صدای پیانوی همسایه ی کناری بیدار میشدی

آغاز من سکوت نیست

آغاز من سکوت نیست. من سکوت نیستم که ساکت باشم بلکه پر از درد های ناخواسته ای شدم که در آینده مرا ساکت خواهد کرد. برایت به دنبال شعرهایی با قافیه های ناب می گشتم اما آنقدر مرا رنجاندی که ساکت شدم، آری با سکوت قافیه شعرم کامل می شود. ادامه خواندن آغاز من سکوت نیست

من دوست دارم که ساده بگویم دوستت دارم

من دوست ندارم برای آنکه در تو تاثیر بگذارم حرف هایم را در دهان بچرخانم و کِشَش بدهم. من دوست ندارم برای آنکه بگویم عمیق هستم، دوست داشتن را برایت دکلمه کنم. من دوست ندارم همانند بعضی ها برایت اُپرا اجرا کنم. ادامه خواندن من دوست دارم که ساده بگویم دوستت دارم

عشق از دست رفته هنوز عشق است

گزیده ای از کتاب “مردی به نام اوه” اثر فردریک بکمن

عشق از دست رفته هنوز عشق است، فقط شکلش عوض می‌شود. نمی‌توانی لبخند او را ببینی یا برایش غذا بیاوری یا مویش را نوازش کنی یا او را دور زمین رقص بگردانی. ولی وقتی آن حس‌ها ضعیف می‌شود، حس دیگری قوی می‌شود. خاطره. ادامه خواندن عشق از دست رفته هنوز عشق است

باید به استقبال نوروز برویم!

تله چن به نقل از حاتمه ابراهیم زاده:

باید به استقبال نوروز برویم. عصای بی حوصلگی را دور بیانداز، سقف این دل پریشان را هرکجا چسب بزنی بازهم از جای دیگری اندوه چکه می کند، خیال را هرچه بیشتر بال و پر بدهی بیشتر زمین گیرت می کند و تو برای همیشه گوشه نشین یک خاطره خواهی شد، رها کن این ها را… ادامه خواندن باید به استقبال نوروز برویم!

ایکاش زندگی را همیشه در روی خوشش می دیدیم

در این شهر هنوز کسانی هستند که وقتی از روبرو می آیند چهره شان در هم نیست و چین بر پیشانی ندارند و چشمانشان را هم پشت سیاهی شیشه عینک مخفی نکرده اند …
چشم در چشم که می شوند لبخندی تحویلت می دهند … و چه خوب می شود وقتی آرامش را در صورتشان می بینی هرچند ممکن است در دلشان آشوبی باشد ولی شادی ظاهرشان را از دیگران دریغ نمی کنند … ادامه خواندن ایکاش زندگی را همیشه در روی خوشش می دیدیم

عروسک پشت پرده

تعطیلِ تابستان شروع شده بود. در دالانِ لیسه پسرانه لوهاور شاگردان شبانه روزی چمدان به دست، سوت زنان و شادی کنان از مدرسه خارج می شدند. فقط مهرداد کلاهش را به دست گرفته و مانند تاجری که کشتیش غرق شده باشد به حالت غمزده بالای سر چمدانش ایستاده بود. ادامه خواندن عروسک پشت پرده